توصيه هاي عمومي ليزر

قبل از شروع درمان موضع را از وجود كرم هاي آرايشي و ضد آفتاب و حتي تعريق و آلودگي پاك كنيد.

استفاده از عينك محافظتي .

مصرف ضد آفتاب در روزهاي بعد از IPL ضروري است.

داروهاي حاوي مواد رتينوئيد موضعي 1 هفته قبل و بعد از ليزر استفاده نشود.

از 48 ساعت قبل و بعد از درمان، از دارو و مواد حساس به نور مثل هيدرو كينون يا AHA موجود در كرم ها استفاده نشود.

قبل از درمان از كرم هاي اسيدي مثل كرم زگيل استفاده نشود

از دو هفته قبل تا 2 هفته بعد از درمان از حمام آفتاب اجتناب شود.

از يك هفته قبل از درمان از مصرف آسپيرين و داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي مثل ايندومتاسين و غيره  و ويتامين E با دوز بالا خود داري شود.

از 6 ساعت قبل تا 6 ساعت بعد از درمان از مشروبات الكلي اجتناب كنيد.

براي حفظ طولاني مدت درمان هميشه از سيگار اجتناب كنيد.

تا 24 ساعت بعد از درمان از شستن با صابون اجتناب كنيد.

در صورت حساسيت به به نور خورشيد و يا مصرف داروهاي آنتي بيوتيك و ويتامين A & K و يا مصرف مواد  برنزه كننده بدن پزشك را مطلع كنيد.

پس از درمان قرمزي مختصري ممكن است در محل درمان ايجاد شود كه پس از چند ساعت برطرف مي شود.

پس از درمان لكه هاي قهوه اي ممكن است تيره تر شود كه پس از يك هفته كاهش مي يابد.

بعد از درمان ژل ترميمي و نرم كننده روي موضع بماليد.

در زمان درمان درد خفيفي مثل يك نوار گرم لاستيكي كه روي پوست قرار مي گيرد ممكن است احساس كنيد.

بعد از درمان مي توانيد به فعاليت هاي روزمره بپردازيد.

لازم است بيمار بعد از اتمام جلسات سالانه بطور منظم تحت 1-2 جلسه درماني قرار گيرد.

انجام درمان هاي Maintenance (نگه دارنده) هر 6 ماه يك بار موجب تثبيت نتايج خواهد شد.

از 4هفته قبل از درمان مراقبت هاي زير را انجام دهيد:

استفاده از كرم ضد آفتاب در همه طول موج ها و در صورت امكان اجتناب از آفتاب و عدم استفاده از سولاريوم

از اپيلاسيون و الكتروليز موها در موضع درمان اجتناب شود.

تراشيدن موها و استفاده از كرم هاي موبر بلامانع است.

 

موارد منع استفاده از IPL

‍Connective tissue disease

Autoimmune disorders

حاملگي

استفاده از سولاريوم

داروهاي رتينوئيد خوراكي مثل راكوتان و اكوتان ظرف 6-12 ماه گذشته

آكنه كيستي فعال

تب خال روي صورت

عفونت هاي حاد

لكه هاي متابوليكي

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ساعت 20:6 | لینک ثابت |

حقايقي در مورد هوميوپاتي

هوميوپاتي چگونه كار مي كند؟

واقعيت 1 : بقراط پدر پزشكي يونان باستان گفته است 2 قانون در نحوه  درمان وجود دارد:

1-      قانون ضد.

2-      قانون مشابهت.

هوميوپاتي بيمار را با استفاده از دارو با قانون مشابهت درمان مي كند.

پزشكي رايج از قانون ضد استفاده مي كند، مثل آنتي بيوتيك ها، ضد التهاب ها، ضد تشنج ها، ضد فشار خون ها، ضد افسردگي ها، ضد روان پريشي ها.

واقعيت2 : تئوري هاي هوميوپاتي بر پايه اصول و قوانين ثابت طبيعت است كه تغيير نمي كند،  بر عكس تئوري هاي پزشكي رايج كه دائمآ تغيير مي كنند.

واقعيت 3: هوميوپاتي ،  پزشكي Evidence base بر مبناي شواهد و بر اساس ثابت كردن به شيوه تجربي است.

واقعيت 4 : هوميوپاتي يك هنر و يك علم توآم با هم است.

واقعيت 5: شيوه اثبات داروي هوميوپاتي با روشي علمي تر در تست داروها  در مقايسه با شيوه پزشكي رايج است.

واقعيت 6: داروهاي هوميوپاتي بيدار كننده و تحريك كننده نيروي درماني خود بدن است. رمدي هاي فعال شده به عنوان يك كاتاليزور كه پروسه درماني را به حركت در مي آورد عمل مي كند.

واقعيت 7: هوميوپاتي تماميت شخص را درمان مي كند. داروهاي هوميوپاتي با مرتبط كردن الگوي توالي انرژي در تماميت بدن انسان كار مي كند كه باعث شروع پروسه درمان در بدن خود فرد مي شود.

واقعيت 8: هوميوپاتي كمك به بدن در بهبود خويش است كه بتواند بر بيماري غلبه كرده و سطح بالاتري از سلامتي را براي فرد به ارمغان مي آورد، در حالي كه پزشكي رايج با سركوب بيماري كار مي كند و بيمار را به سطح پايين تري از سلامتي مي برد.

واقعيت 9 : پزشكان هوميوپات در تلاش و در جستجوي راهي براي درمان علت بيماري به جاي درمان تآ ثيرات بيماري ها هستند.

داروهاي هوميوپاتي:

واقعيت10 : رمدي(دارو)هاي هوميوپاتي ارزان هستند.

واقعيت11: داروهاي پزشكي رايج گران هستند.

واقعيت12: بيش از 4000 داروي هوميوپاتي موجود است.

واقعيت 13: داروهاي هوميوپاتي هيچ گونه عوارض جانبي سمي ندارند.

واقعيت 14: هر ماده واقعي هوميوپاتي با استفاده از يك ماده مثل گياهان، املاح، و غيره ساخته شده است. در حالي كه بيشتر داروهاي مدرن ما كمتر از محتويات و مواد تشكيل دهنده آن خبر داريم.

واقعيت 15: هر دارويي با پوتنسي (توان) 12 تا 24 ، هنوز داراي مولكول هاي اصلي مواد تشكيل دهنده است و اين معروف به عدد اووگادرو است.

واقعيت 16: هر فرد بيمارمنحصر به فرد  است و در پزشكي هوميوپاتي به صورت فردي هر بيمار مورد بررسي قرار مي گيرد.

واقعيت17: پزشكان هوميوپات بيماري هاي ژنتيكي نيز درمان مي كنند و منشآ آنها را در 6 علت اصلي ژنتيكي طرح مي كنند: سل ، سيفليس، سوزاك ، سورا(گا ل) ، سرطان ، جزام

واقعيت 18: هزاران كتاب هوميوپاتي وجود دارد ، كه در بازارهاي فروش تخصصي موجود است و در مراكز عمومي به فروش نمي رسند. 

واقعيت 19: 5 بيمارستان هوميوپاتي در انگلستان وجود دارد از آن جمله در تامبريج، لندن، ولز، بريستول، ليورپول و گلاسكو

واقعيت 20: كمپاني هاي بزرگ داروسازي نمي خواهند مردم از طرز كار هوميوپاتي كه به چه خوبي كار مي كند،  بدرستي اطلاع يابند.

واقعيت21: در سال 2005 در گزارش نيمه نهايي منتشر شده سازمان بهداشت جهاني ، هوميوپتي را سودمند نشان داد و اين موضوع داروسازان بزرگ را به وحشت انداخت و مجله لانست آن را منتشر كرد.

واقعيت 21: در سال 2005 مجله لانست در جهت تخريب هوميوپاتي اقدام كرد كه 8 آزمايش بي نتيجه از 110 مورد را نشان داد در حالي كه 102 مورد مثبت بودند. و اين يك آناليز فريب دهنده بود.

متآناليز صورت گرفته در مركز منا قشه بر پايه 110 آزمايش كلنيكي دارونما كنترل شده هوميوپاتي و 110 آزمايش باليني طب رايج ( آلوپاتي ) بود كه گفته مي شد با هم مطابقت دارند. اينها به 21 آزمايش باليني از هوميوپاتي و 9 از طب رايج با كيفيت بالاتر و بعدآ‌ به به ترتيب به 8 و 6 كاهش يافت ، كه بزرگتر وبا كيفيت بالاتري بودند. آناليز نهايي نتيجه گيري مي كند كه تاثيرات كلينيكي هوميوپاتي در سطح دارونما است كه بر پايه 8 آزمايش كلينيكي بزرگتر و با كيفيت بالاتر هوميوپاتي  بوده است، مطلب چاپ شده لانست اشاره اي به اين نمي كند در عوض اين گمان و احساس را مي دهد كه نتيجه نهايي بر پايه همه 110 مطالعه باليني بوده است.

 http://www.pubmedce ntral.nih. gov/articlerende r.fcgi?artid= 1375230

واقعيت 22:آزمايشات كلنيكي بسياري وجود دارد كه نشان دهنده اين است كه هوميوپاتي كارآ است. در 24 سال گذشته بيش از 180 مورد كنترل شده و 118 مطالعه به صورت تصادفي كه به وسيله 4 متا آناليز جداگانه صورت گرفته است. كه در هر مورد تحقيقات نتيجه گيري شده است كه فوايد هوميوپاتي بيش از تاثيرات دارو نما است.

واقعيت 23: بيمارستان هوميوپاتي بريستول در نوامبر 2005 ميلادي مطالعه اي را منتشر كرد كه بر 6500 بيمار درمان هوميوپاتي صورت گرفته بوده است و نشان دهنده بهبودي كامل بر 70% آنها بوده است.

واقعيت 24: هوميوپاتي را نمي توان هرگز به طريقه دوسو كور تصادفي به صورت شايسته مورد تحقيق قرار داد ، چون هر تجويزي براي همان فرد و منحصر به فرد صورت مي گيرد و هيچ بيماري همانند بيمار ديگري نيست. چون به عنوان مثال 10 فرد با التهاب مفصل ، ممكن است هر كدام به يك داروي متفاوت از ديگري نياز داشته باشند.

واقعيت25: داروهاي هوميوپاتي بر حيوانات آزمايش و تست نمي شود.

واقعيت26: داروهاي هوميوپاتي بر حيوانات و كودكان بهتر از بزرگسالن و بالغين  تآثير مي گذارد و اين ثابت كننده اين است كه دارونما نيست.

واقعيت 27: دانشمندان بر اين نظر توافق دارند كه ،  زماني كه هوميوپاتي به وسيله انجمن هاي علمي پذيرفته شود شهرت علم بر تارك آن قرار مي گيرد.

واقعيت 28:پزشكان هوميوپات به مدت 4 سال در آناتومي و فيزيولوژي و همين طور در آسيب شناسي ، بيماري ها و دارو شناسي و فلسفه هوميوپاتي و نحوه آناليز بيماران تحت آموزش قرار مي گيرند.

واقعيت 30: پزشكان هوميوپات بيشتر بيماراني را درمان مي كنند كه از طريق زبان به زبان راجع به هوميوپاتي شنيده اند وبه سراغ آنها مي آيند و اغلب بيماران كساني هستند كه در جستجوي هوميوپاتي هستند چون درمان هاي رايج پزشكي مناسب آنها نبوده و از آن سودي نديده اند و يا از عوارض سوء داروهاي طب رايج مي ترسند.

واقعيت31: جامعه هوميوپاتي داراي هزاران و حتي مليون ها موارد نوشته شده بيماراني است كه نشان دهنده اثرات مثبت درمان هوميوپاتي مي باشد. برخي از هوميوپات ها حتي نوارهاي ويدوئي از بيماران خود دارند كه ثابت كننده اثر درمان بر آنها قبل و بعد از درمان است.

واقعيت 32:ويزيت هوميوپاتي در اروپا بين 50 تا 200 يورو در ساعت و حتي در مواردي بيشتر از اين مقدار متغيير است.

واقعيت33: در 30 سال اخير رايج شدن و مردمي شدن هوميوپاتي رشد داشته است و تخمين زده مي شود كه هر ساله بيش از 20% در سراسر جهان رشد داشته باشد.

واقعيت34: صدها نفر از افراد مشهور جهان در 200 سال گذشته از فوايد داروهاي هوميوپاتي استفاده كرده اند.  www.homeopathicrevo lution.com

واقعيت35:هوميوپاتي در انگليس مورد حمايت جامعه اشراف آن كشور مي باشد و اين موجب گسترش و توسعه آن در آن كشور شده است. در كتاب هاي راهنماي هوميوپاتي ليست افراد حامي هوميوپاتي و داروخانه و بيمارستان هاي هوميوپاتي موجود است.

واقعيت36: پزشكان هوميوپات  امروزه در تمامي كشورهاي جهان وجود دارند. در هندوستان 100 دانشكده هوميوپاتي و حدود 250000 پزشك هوميوپات مشغول طبابت هستند.

واقعيت 37: در يك نظر سنجي توسط موسسه جهاني TGI از مردم اين سوال شد كه آيا به هوميوپاتي اعتماد دارند؟ و در صدهاي زير از مردم شهر نشين به اين سوال جواب آري را دادند: 62% در هند ، 58% در برزيل، 53% عربستان سعودي، 49% در شيلي ، 49% در امارات متحده عربي ، 40% در فرانسه، 35% در افريقاي جنوبي، 28% در روسيه، 27% در آلمان، 25% در آرژانتين، 25% در بلغارستان، 18% در ايالات متحده آمريكا، 15% در انگلستان. http://www.tgisurve ys.com/documents /TGIbarometerhom eopathy_Jan08. pdf

واقعيت 38: رسانه هاي گروهي به طور كلي  تمايلي به دفاع از سودمندي هوميوپاتي و اعتبار 250 ساله اين حرفه را ندارند.

واقعيت 39:در ايالات متحده امريكا در سال 1900 ميلادي 22 دانشكده هوميوپاتي و بيش از 100 بيمارستان هوميوپاتي و بيش از 1000 داروخانه هوميوپاتي موجود بوده است.

 

 

 

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ساعت 19:51 | لینک ثابت |

 Atopic       dermatitis

 اتوپیک درماتیت یک بیماری طولانی مدت پوست است. اتوپیک به معنی تمایل به ایجاد وضعیت های حساسیتی و درماتیت به معنی ورم پوست است.

شایعترین نشانه های اتوپیک درماتیت عبارتند از:

 

-          پوست خشک و خارش دار

-          بثورات بر روی صورت، داخل آرنج، پشت زانوها، و بر روی دست ها و پاها

 

خارش پوست می تواند ایجاد این مشکلات کند:

 

-          قرمزی

-          ورم

-          ترک

-          خروج مایع تمیز

-          کلفتی پوست

-          پوسته اندازی

 

اغلب، پوست بدتر می شود(عود)، و بعد بهبود می یابد و مرتب می شود(بهبودی).

 

چه کسی درماتیت اتوپوتیک می گیرد؟

 

درماتیت اتوپیک بیشتر در بین اطفال و کودکان شایع است. اما در مورد هر فردی می تواند اتفاق افتد. افرادی که در شهرها زندگی می کنند و مناطق خشک آب و هوایی ممکن است بیشتر این بیماری بگیرند.

وقتی بچه ها با اتوپیک درماتیت بزرگتر می شوند، این مشکل می تواند بهبود یافته یا برود.اما پوست ممکن است خشک بماند و به آسانی قابل تحریک باشد.در زمان های دیگر، درماتیت اتوپیک یک مشکل در بزرگسالی است.

شما نمی توانید بیماری را  از کسی بگیرید یا به دیگران انتقال دهید.

 

دیگر انوع مشکلات پوستی

 

درماتیت اتوپیک اغلب به عنوان اگزما نامیده می شود. اگزما اصطلاحی برای انواع زیادی از مشکلات پوستی است. اتوپیک درماتیت شایعترین نوع اگزما است.دیگر انواع عبارتند از:

 

-          اگزمای حساسیت تماسی. پوست قرمز شده، خارش دار و گریان است چون ماده ای را لمس کرده که سیستم ایمنی بدن آن را به عنوان جسم خارجی شناخته، مانند سم پیچک.

-          اگزمای تماسی. پوست دارای قرمزی، خارش، و سوزش در یک نقطه است چون یک تماس با چیز هایی که ایجاد آلرژی می کند داشته است مانند اسید، پاک کننده ها، یا دیگر مواد شیمیایی.

-          اگزمای Dyshidrotic . پوست کف دست ها و پاها تحریک شده و قرمز و تاول های عمیق و تمیز که دارای خارش و سوزش است.

-          درماتیت عصبیNeurodermatitis . تکه های فلس دار بر روی سر ، پایین پاها، مچ، یا ساعدها که بوسیله خارش موضعی (مانند یک حشره گزیدگی ایجاد می شود).

-          اگزمای سکه ایNummular .پوست دارای نقاطی سکه ای شکل از التهاب است. این نقاط می تواند پوسته دار، دارای مرز و مقیاس و خیلی خارش دار باشد.

-          اگزمای سبوریکSeborrheic . پوست دارای نقاط زرد، روغنی، فلس دار بر روی سر، صورت، و گاهی از اوقات نقاط دیگر بدن است.

-          درماتیت گرفتگیStasis .پوست تحریک شده و قرمز در پایین پاها است، اغلب به علت مشکل جریان خون است.

 

علل درماتیت اتوپیک چیست؟

 

علت درماتیت اتوپیک شناخته شده نیست. احتمالا به علت هر دو عوامل ژنتیکی(در یک خانواده دور می زند) و عوامل محیطی است.افراد با این بیماری اغلب دارای وضعیت های دیگر اتوپیک هستند، مانند تب یونجه و آسم.

 

نحوه تشخیص درماتیت اتوپیک؟

 

تشخیص بر اساس نشانه ها است. هر فردی دارای نشانه های مخلوط خاص خود است که با زمان تغییر می کند.پزشکان برای تاریخچه پزشکی سئوال خواهند کرد که:

 

-          در مورد نشانه های شما بدانند

-          بدانند کی نشانه ها اتفاق می افتد

-          بیماریهای دیگر را رد کنند

-          بدنبال علل نشانه ها بگردند.

 

سوالهايي كه پزشكان ممكن است بپرسند:

 

-          دیگر اعضای خانواده با آلرژی ها سابقه ای دارند

-          آیا شما دارای وضعیت هایی مانند تب یونجه یا آسم هستید

-          آیا شما اطراف چیزی که ممکن است به پوست آزار برساند بوده اید

-          مشکلات خواب

-          غذاهایی که ممکن است منجر به عود ناراحتی پوستی شود

-          درمان هایی که برای دیگر مشکلات پوستی خود داشته اید

-          استفاده از استروئیدها و داروها

 

اغلب آزمایشی برای استفاده تشخیصی در این بیماری وجود ندارد.ولی شما ممکن است برای آلرژی ها توسط یک متخصص پوست یا یک متخصص آلرژی آزمایش شوید.

 

چیزهایی که درماتیت اتوپیک را بدتر می کند:

 

محرک ها و حساسیت زا ها می توانند درماتیت اتوپیک را بدتر کنند.

 

محرک ها چیزهایی هستند که ممکن است موجب قرمزی پوست، خارش و یا سوزش شود. آنها شامل:

-          پشم یا الیاف ساخته دست انسان

-          صابون ها و پاک کننده ها

-          برخی عطرها و مواد آرایشی

-          موادی مانند کلرین، روغن های معدنی، یا حلال ها

-          گردو خاک یا شن

-          سیگار کشیدن

 

آلرژنها مواد ایجاد کننده آلرژی هستند از غذاها، گیاهان، حیوانات، تا هوا. آلرژن ها شایع عبارتند از :

 

-          تخم مرغ، نخود فرنگی، شیر، فرآورده های لوبیا، گندم

-          گردو خاک کرم ریز

-          کپک قارچی

-          دانه گرده

-          شوره سگ و گربه

 

استرس، خشم، و ناکامی می تواند درماتیت اتوپیک را بدتر کند، ولی نشان داده نشده است که موجب آن می شوند. عفونت های پوستی، درجه حرارت، و آب و هوا همچنین می تواند موجب عود آن شوند. دیگر چیزهایی که موجب عود می گردند عبارتند از:

 

-          عدم استفاده کافی از مرطوب کننده ها بعد از حمام

-          کاهش رطوبت در زمستان

-          آب و هوای خشک

-          حمام های طولانی یا دوش گرفتن زیاد

-          رفتن از عرق کردن به سمت یخ کردن

-          عفونت های باکتریایی

 

چگونه درماتیت اتوپیک درمان می شود؟

 

درمان وقتی خوب کار می کند که بیمار، اعضای خانواده، و پزشک با هم کار کنند. برنامه درمانی بر این اساس است:

-          سن

-          نشانه ها

-          سلامتی عمومی

 

شما باید به دقت برنامه درمانی را دنبال کنید. سعی کنید متوجه شوید که چه چیزهایی مفید یا مضر هستند. نشانه ها اغلب با مراقبت صحیح پوستی و تغییر شیوه زندگی بهبود می یابد.

هدف های درمانی درماتیت اتوپیک بهبود پوست و پیشگیری از عود  آن است. پزشک می تواند کمک به شما کند تا:

-          دارای یک برنامه مراقبت خوب پوستی شوید

-          از چیزهایی که منجر به عود می شوند پرهیز کنید

-          درمان نشانه ها وقتی كه  اتفاق می افتند

 

شما و اعضای خانواده باید تغییرات در پوست را زیر نظر داشته باشید برای یافتن اینکه کدام درمان بیشترین کمک را به شما  می کند.

 

داروها برای درماتیت اتوپیک عبارتند از:

 

-          کرمهای پوستی یا پمادها که ورم را کنترل می کنند و واکنش های آلرژیک را پایین می آورند

-          کورتیکو استروئیدها

-          آنتی بیوتیک برای درمان عفونت ها ایجاد شده توسط باکتری ها

-          آنتی هیستامین ها که افراد را خواب آلوده کرده و کمک به توقف خارش در شب می کند.

-          داروهای مهار کننده سیستم ایمنی

 

دیگر درمان ها شامل:

 

-          نور درمانی

-          مخلوطی از نور درمانی و دارویی به نام psoralen

-          محافظت پوستی که کمک به ترمیم پوست و سالم نگه داشتن آن می شود

-          محافظت ار آلرژن ها

 

درماتیت اتوپیک و واکسناسیون برای آبله

 

افراد با درماتیت اتوپیک نباید واکسن آبله را دریافت کنند. چون ممکن است ایجاد مشکلات وخیم در افراد با درماتیت اتوپیک کند.

 

چه تحقیقاتی در مورد درماتیت اتوپیک انجام شده است؟

 

تحقیق در زمینه علت درماتیت اتوپیک ، و چگونگی مدیریت درمانی ، درمان، و پیشگیری انجام شده است.

تحقیقات شامل:

-          ژنتیک

-          تغییرات بیوشیمیایی در پوست و گلبول های سفید

-          فاکتورهای ایمنی

-          نور درمانی

-          باکتری موسوم به استاف اورئوس

-          تحقیقات دارویی

 

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 20:53 | لینک ثابت |
مننژیت یک بیماری وخیم است و به معنی عفونت پرده ها و یا پوششهای مغز و نخاع می باشد. مننژیت می تواند در کودکان و بزرگسالان و حتی در نوزادان اتفاق افتد، و می تواند به وسیله ویروس، باکتری، قارچ و یا انگل ها باشد.مننژیت باکتریایی می تواند کشنده و موجب ایجاد نقص های شدیدی شود، بخصوص اگر تشخیص مننژیت باکتریایی به تاخیر افتد، ولی قابل درمان است، بخصوص زمانی که زود تشخیص داده شود.شایعترین انواع باکتریهایی که موجب مننژیت می شوند Neisseria meningitides یا مننگوکوک و پنوموکوکStreptococcus pneumoniae است. این باکتریها بسیار مسری هستند، و به سرعت گسترش می یابند و می توانند مرگ زا باشند. خانه های سالمندان، خوابگاه های دانشگاهی، مراکز مراقبت های روزانه، و مدارس اغلب محل های گسترش مننژیت می باشند.واکسن هایی برای برخی باکتری ها در دسترس می باشد و می تواند در توقف گسترش آن مفید باشد. علائم و نشانه های مننژیت - سفتی گردن - تب - سردرد - تهوع و استفراغ - بثورات جلدی قرمز و ارغوانی رنگ که با فشار دادن آنها رنگشان تغییر نمی کند - خستگی و کوفتگی و خواب آلودگی مداوم - تشنج - بیقراری و بی حالی در نوزادان، همراه با شیر خوردن ضعیف می تواند تنها علامت مننژیت باشد - بیماری شبه آنفلوانزا اخیر یا یک عفونت گوش یا سینوس می تواند ایجاد مننژیت را تسریع کند تشخیص - سئوالاتی در مورد تاریخچه بیماری فرد و یک معاینه بالینی کمک به تشخیص احتمال مننژیت میکند. - پونکسیون کمریLumbar puncture (نمونه گیری از مایع مغزی نخاعی) یک آزمایش اولیه در مننژیت می باشد و برای تشخیص و افتراق حیاتی بین علت باکتری و ویروس مهم می باشد. شیوه کار بدین صورت می باشد که با یک نیدل باریک در شرایط استریل در ناحیه پایین کمر فرو برده شده و مایع مغزی نخاعی جمع آوری می شود. مایع مغزی نخاعی ممکن است وجود باکتری را نشان دهد، که نشانه یک عفونت باکتریایی است. وجود گلبولهای سفید در مایع مغزی نخاعی می تواند در ارتباط با مننژیت باکتریایی و یا ویروسی و قارچی باشد. همچنین مایع مغزی نخاعی برای تعیین نوع ارگانیزم کشت داده می شود. - آزمایش خون نشان دهنده یک افزایش در شمارش سلولهای سفید خون است که نشانه ای از عفونت است. دیگر آزمایشات به وسیله دکتر شما بسته به وضعیت فردی سفارش داده می شود. درمان در صورتی که به مننژیت باکتریایی مشکوک باشیم بسته به نتیجه نمونه برداری از مایع مغزی نخاعی، درمان آنتی بیوتیکی فوری الزامی است. تزریق داخل رگی(سیاهرگی) آنتی بیوتیک می تواند آنتی بیوتیک را به داخل مایع مغزی نخاعی نفوذ داده و مغز و نخاع را بپوشاند. درمان های حمایتی، شامل دارو درمانی برای کاهش تب، می تواند کمک کننده برای انواع دیگر مننژیت باشد. در موارد وخیم ، مراقبت های ویژه (شامل داروهای حمایتی و دستگاه تنفس مصنوعی) ممکن است نیاز داشته باشیم. JAMA 2007
نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 22:4 | لینک ثابت |

 

هر چه نگرانی ها نسبت به افزایش وزن و چاقی افزایش می یابد،برخی افراد تصمیم به زیاد لاغر شدن دارند،تا حدی که به خود گرسنگی می دهند.افراد با اختلال بی اشتهایی نسبت به غذا و لاغر ماندن به طرز وسواسی آزار می بینند. آنها وزن بدن خود را که برای سن و قد آنها طبیعی است نگه نمی دارند. در حقیقت،آنها به صورت یک اسکلت لاغر هستند ولی هنوز فکر می کنند که چاق هستند.برای جلوگیری از افزایش وزن یا ادامه دادن به کاهش وزن، افراد با بی اشتهایی ممکن است به خود گرسنگی بدهند یا به طرز شدیدی ورزش کنند.

 

اگر چه بی اشتهایی تمرکز بر غذا میکند، این بیماری مطلقا در باره غذا نیست. بی اشتهایی راهی و تلاشی برای غلبه بر مشکلات روحی است، یک نوع کمال گرایی و تمایل به کنترل است.افراد با بی اشتهایی اغلب ارزش خود را با مقدار لاغری خود گمانه میزنند.

 

بی اشتهایی ممکن است به علت توجهات رسانه ها و متخصصان تلویزیونی مرسوم شده باشد، اما در حقیقت، محدود کردن شیوع آن مشکل است. برخی تخمینها میگویند فقط حدود 1% از دختران و زنان آمریکایی بی اشتهایی دارند. تخمینهای دیگری بیانگر این است که تا 10% از دختران بالغ دچار بی اشتهایی هستند.ممکن است به طور زیادی در بین سنین 13تا 19 سالگی شایع باشد چون اغلب وقتی بی اشتهایی شروع می شود ، خیلی از نوجوانان تجربه هایی با غذا ها دارند. پسرها و مردان نیز ممکن است دچار بی اشتهایی شوند، ولی اغلب آنها خیلی دیرتر از زنان به آن میرسند.

 

بی اشتهایی یا انورکسی، از نظر تکنیکی مرسوم به بی اشتهایی عصبی یا انورکسی نروزا است، که میتواند مزمن باشد و فائق آمدن بر آن سخت باشد.اما با درمان ، افراد با این بیماری میتوانند احساس سلامت بهتری نسبت به خود داشته باشند، و به عادت های سالم خوردن باز گردند و خیلی از عوارض وخیم بیماری را کاهش دهند.

 

علائم و نشانه ها

 

میتوان بی اشتهایی را از 2 راه تقسیم بندی کرد، اگر چه دسته بندی ها اغلب یکدیگر را می پوشانند و خط بین آنها محو میگردد. در هر کدام نشانه کاهش وزن و یا حتی نزار شدن است.

 

2 دسته از بی اشتهایی عبارتند از:

 

-          محدود کردنRestricting

افراد عمدتا وزن خود را از طریق محدود کردن شدید مقدار غذایی که می خورند از دست می دهند. آنها همچنین تلاش به کاهش وزن به وسیله ورزش زیاد دارند.

 

-          پاکسازی purging

 افراد سعی در کنترل وزن خود به وسیله استفراغ کردن دارند، که به معنی خلاص شدن از غذا و کالری ها به وسیله استفراغ بعد از خوردن یا به وسیله سوء مصرف از ملین ها و ادرار آورها یا تنقیه می باشد.برخی ممکن است بعد از عیاشی کردن، یا مقدار زیادی غذا خوردن، استفراغ کنند.دیگران ممکن است بعد از خوردن حتی مقدار کمی استفراغ کنند، مانند یک قطعه کوچک از شیرینی.

 

افراد با بی اشتهایی بین این دو دسته عقب و جلو می روند، و یا ممکن است خود را با ترکیبی از این عادتها تطبیق دهند.

 

بی اشتهایی سوای از اینکه از کدام نوع باشد، دارای علائم و نشانه های روحی و رفتاری بعلاوه کاهش وزن جدی است.

 

نشانه های فیزیکی

علائم و نشانه های فیزیکی بی اشتهایی عبارتند از:

 

-          ظاهر لاغر

-          شمارش خونی غیر طبیعی

-          خستگی و کوفتگی

-          سرگیچه و غش

-          ناخن های طرد و شکننده

-          موهای نازک و شکننده و دچار ریزش

-          موهای نرم و کرک داری که بدن را پوشانده اند

-          نبود عادت ماهیانه

-          پوست خشک

-          عدم تحمل سرما

-          نامنظم بودن ضربانات قلبی

-          پایین بودن فشار خون

-          کمی آب بدن

-          پوکی استخوان

 

نشانه های روحی و رفتاری

خصوصیات روحی و رفتاری در ارتباط با بی اشتهایی عبارتند از:

 

-          امتناع از خوردن

-          انکار گرسنگی

-          ورزش کردن زیاد

-          خلق یکنواخت، یا فاقد احساس

-          مشکل تمرکز

-          مقدم دانستن کار  بر غذا

 

پرچم های قرمزی برای مراقبت

 

علائم و نشانه های بی اشتهایی ممکن است همیشه واضح و اشکار نباشد.افراد با بی اشتهایی مقدار زیادی وقت خود را صرف کم رنگ جلوه دادن آن یا دیگر مشکلات یا اختلالات رفتاری در خوردن می کنند.

 

اگر شما نگران فردی که به او عشق می ورزید می باشید، این پرچم های قرمز را در نظر داشته باشید:

 

-          از جا انداختن وعده های غذایی

-          بهانه تراشی برای غذا نخوردن

-          خوردن فقط برخی از غذاهای سالم، معمولا کم چرب و کم کالری

-          استفاده از غذاهای سفت یا غذا خوردن با تشریفات ، مانند قطعه قطعه کردن غذا به تکه های کوچک یا تف کردن غذا به بیرون بعد از جویدن

-          وزن کردن غذا

-          استادانه غذا پختن برای دیگران ولی خود از خوردن آنها امتناع کردن

-          مکررأ خود را وزن کردن

-          مرتبا در آینه برای یافتن عیب ها خود را چک کردن

-          پوشیدن لباسهای باد کرده و چند لایه

-          شکایت از اینکه چاق مانده است

 

علل

 

بی اشتهایی معمولا در سالیان نوجوانی شروع میشود. در حقیقت، اغلب فکر میشود که یک اختلال مربوط به دوره نوجوانی است.هرچند که میتواند قبل از آن نیز شروع شود_ حتی قبل از اینکه بچه ها به بلوغ برسند – یا حتی بعد از آن، میتواند در شروع میانسالی یا بالاتر از آن باشد.

 

علل اختصاصی اینکه چه عواملی باعث بی اشتهایی در برخی افراد میشود معلوم نیست. همانند خیلی از بیماریها، ترکیبی از عوامل روحی روانی، بیولوژیک و فرهنگی ،اجتماعی هستند.

 

-          بیولوژیک. برخی افراد ممکن است بصورت ژنتیکی مستعد به بی اشتهایی باشند.برای مثال ،یک زن جوان با داشتن یک خواهر یا مادر با اختلال در خوردن در خطر بیشتری قرار دارد، که ناشی از داشتن یک ارتباط ژنتیکی است. مطالعه دو قلوها همچنین این نظر را حمایت میکند.هر چند که مشخص نیست که ژنتیک اختصاصا چه نقشی را بازی میکند.ژنتیک می تواند ارتباط با خلق که یک تمایل به کمال گرایی، حساس بودن و پشتکار باشد داشته باشد تمامی این ویژگی ها ارتباط با بی اشتهایی دارد.اشاره هایی نیز وجود دارد که سروتونین یکی از مواد شیمیایی مغزکه در افسردگی درگیر میشود ممکن است نقش در بی اشتهایی داشته باشد.

 

-          روانی. افراد با بی اشتهایی می توانند خصوصیات روانی و احساسی داشته باشند که با بی اشتهایی در ارتباط باشد.آنها ممکن  است به عنوان مثال خود را کم بها بدانند.آنها ممکن است شخصیتی وسواسی داشته باشند که  به غذاهای محدود تکیه کنند، در حالی که گرسنه هستند.آنها ممکن است تمایل زیادی به کمال گرایی داشته باشند، که بدین معنا است که آنها هرگز فکر نمی کنند که به اندازه کافی لاغر شده اند.

 

 

-          فرهنگی اجتماعی. فرهنگ مدرن غربی اغلب ترویج کننده و کمک کننده به یک تمایل برای لاغر شدن است.رسانه ها پر است از تصاویر زنان مدل و هنرپیشه ها.موفقیت و ارزش با لاغر بودن یکسان فرض می شود .فشار همشان بودن سوخت تمایل به لاغری را بخصوص بین دختران جوان تامین میکند. بی اشتهایی و دیگر اختلالات خوردن از قرنها پیش بوده است،این موضوع بیانگر این است که ارزش های اجتماعی، فرهنگی مسئول مطلق نمی باشند.

 

عوامل خطر

 

اغلب موقعیت ها  در ارتباط با یک افزایش در خطر ایجاد بی اشتهایی می باشند. اینها عبارتند از:

 

-          رژیم گرفتن. افرادی که وزن خود را با رژیم گرفتن از دست می دهند اغلب با توصیه ها و فشار های مثبت از طرف دیگران و تغییر ظاهر مواجه میگردند . آنها ممکن است پرهیز را به حد آخر خود برسانند.

 

-          کاهش وزن بدون منظور. افرادی که بدون منظور پرهیز میکنند  اما وزن خود را بعد از یک بیماری یا تصادف از دست میدهند احتمالا از لاغر بودن خود تعریف میکنند . تشویق موجب به حد نهایت رساندن رژیم و پرهیز میگردد.

 

 

-          اضافه وزن. فردی که اضافه وزن پیدا میکند احتمالا از شکل جدید خود هراسان میشود و ممکن است خود را نکوهش یا ریشخند کند . در پاسخ به آن ممکن است بصورت شدید رژیم بگیرد.

 

-          بلوغ. برخی از بالغین مشکل فائق آمدن با تغییرات بدن خود در خلال بلوغ را دارند.آنها همچنین مواجه با افزایش فشار همنشینی هستند و حساسیت آنها به انتقاد و حتی نظریه های در باره وزن و یا شکل بدن خود افزایش یافته است. تمام اینها میتواند مرحله ای برای بی اشتهایی باشد.

 

 

-          گذار(تحول). مدرسه جدید، خانه یا شغل، از هم گسستن یک ارتباط، مرگ و یا بیماری فردی که او را دوست داریم، این تغییرات میتواند ناهنجاریهای روحی را به دنبال آورد. یک راه برای فائق آمدن، در این موارد بخصوص که خارج از کنترل فردی می باشد، باید تغذیه فرد را کنترل نمود.

 

-          ورزشکاران،کارکنان و فعالان هنری. ورزشکاران، هنرپیشه ها و شخصیت های تلویزیونی، رقصنده ها، و مدل ها در خطر بیشتری قرار دارند.برای برخی از آنها، زیاد لاغر بودن حتی میتواند یک الزام حرفه ای  و کاری باشد ، مانند یک بالرین (رقصنده باله) بودن. ورزشکارانی که در ارتباط با بی اشتهایی هستند شامل دوندگان، کشتی گیر ها، رقصنده های روی یخ و ژیمناست ها نیز میشوند. مردان و زنان حرفه ای ممکن است این عقیده را داشته باشند که آنها میتوانند تحرک خود را با از دست دادن وزن بیشتر کنند، و بعد آن را به حد نهایی خود میرسانند . مربی ها، حتی پدر و مادرها ممکن است دخالت کنند و به ورزشکاران جوان توصیه کنند که وزن از دست بدهند.

 

 

-          رسانه ها و اجتماع. رسانه مانند تلویزیون و مجله های مد، مکررا میدان رژه و نمایش زیبایی های پوست و استخوانی و لاغر شدن است. اما اینکه رسانه ها صرفا ارزشهای اجتماعی را انعکاس میدهند یا آن را به جلو می برند مشخص نیست. در هر صورت ، در معرض این تصویرها قرار گرفتن می تواند دختران و پسران جوان  و زنان جوان را معتقد به این کند که لاغری برابر است با موفقیت و جلب محبوبیت عامه.

 

 

زمانی که نیاز به کمک پزشکی ا ست

 

بی اشتهایی مانند دیگر اختلالات خوردن، میتواند بر زندگی افراد با این بیماری مسلط شود . آنها ممکن است تمام اوقات در باره غذا فکر کنند و ساعتها خود را در فروشگاه خواربار فروشی بر سر انتخاب عذاب دهند و آنقدر ورزش کنند که خسته شوند.آنها همچنین ممکن است میزبان مشکلات جسمی باشند که عموما به آنها احساس بدبختی و تیره روزی را میدهد ، مانند سرد بودن دائمی و یا سرگیجه، یبوست و یا خستگی و کوفتگی. آنها ممکن است تحریک پذیر،خشمگین، احساساتی،غمگین،مضطرب و ناامید باشند.آنها خود را در لباسهای زیاد می پوشانند، و سعی در ماندن بر منو غذاهایی مانند هویج،کاهو، ذرت و غذا های قلیایی را دارند.

 

اگر شما در حال تجربه هر یک از این مشکلات هستید، و یا فکر می کنید اختلالات در رابطه با خوردن غذا را داشته باشید، شما مطمئنا از یک ارزیابی پزشکی سود خواهید برد.به خود یاد اوری کنید که بی اشتهایی ممکن است شما را کنترل کند نه شما بی اشتهایی را.

 

متاسفانه، خیلی از افراد در ابتدای بیماری تمایلی به درمان ندارند. تمایل آنها به لاغر ماندن بر نگرانی از سلامت فزونی میگیرد. اگر شما کسی را دوست دارید که دچار این مشکلات هست او را مجبور کنید که به پزشک مراجعه کند.

 

غربالگری و تشخیص

 

وقتی پزشکان مظنون به فردی می شوند که دارای بی اشتهایی است، آنها یک سری آزمایشات و معاینات را انجام خواهند داد. اینها سرنخی از تشخیص را خواهند داد و همچنین برآوردی از عوارض را انجام میدهد.

 

این معاینات و آزمایشات عموما شامل موارد زیر است:

 

-          معاینه بالینی. شامل مواردی مانند اندازه گیری قد و وزن، بررسی علائم حیاتی، مانند میزان ضربانات قلب، فشار خون و درجه حرارت، چک کردن پوست برای خشکی و دیگر مشکلات، گوش کردن به قلب و ریه ها و معاینه شکم خواهد بود.

 

-          آزمایشات.اینها شامل شمارش کامل خونی، و آزمایشات تخصصی تر برای چک کردن الکترولیتها و پروتئین و ازمایش عملکرد کبدی و کلیه و تیروئید خواهد بود. همچنین یک آزمایش آنالیز ادراری نیز ممکن است انجام شود.

 

 

-         ارزیابی روانی. پزشک یا روانپزشک یک ارزیابی از افکار ، احساسات و عادات غذا خوردن انجام میدهد. همچنین ارزیابی های روانی از خود توسط سوالات می تواند انجام گیرد.

 

-          بررسی های دیگر. رادیوگرافی ممکن است برای بررسی استخوانهای شکسته، ذات الریه  یا مشکلات قلبی صورت گیرد. نوار قلب جهت بررسی نامنظمی های قلب انجام میشود. آزمایشاتی ممکن است انجام شود که تخمین بزنند بدن شما چه میزان انرژی استفاده میکند، و بدین وسیله میزان نیاز بدن به کالری را برنامه ریزی میکنند.

 

این بررسی ها  به پزشکان کمک میکند که حدس بزنند فردی دچار انورکسی است یا نه. این ویژگی ها در قالب یک دسته بندی تشخیصی آمریکایی به نام Manual of Mental Disorders(DSM) Diagnostic and Statistical  منتشر شده است که جهت تشخیص و درمان از آن استفاده میگردد.

 

معیارهای تشخیصی DSM جهت انورکسی

 

-          امتناع از نگه داشتن وزن در یک حد پایین یا کمی بالاتر از حد نرمال برای سن و قد باشد.

-          ترس دائمی از افزایش وزن و چاق شدن، در حالی که فرد زیر وزن طبیعی است.

-          انکار اینکه دچار کاهش وزن وخیم شده است ، و داشتن تصوری واژگونه از شکل و ظاهر فردی خود.

-          در زنانی که دچار عادت ماهانه هستند، فقدان عادت ماهیانه برای حداقل 3 دوره متوالی عادت ماهیانه.

 

هر چند که این معیار بدون بحث و جدل نمی باشد. ولی اغلب پزشکان اعتقاد بر محکم بودن آن را دارند. برخی افراد ممکن است تمامی این مشخصه ها را نداشته باشند ولی هنوز یک اختلال در خوردن را داشته باشند . این افراد نیاز به کمک حرفه ای دارند.در حقیقت هر چه بیشتر در مورد انورکسی آموخته میشود ، معیارهای تشخیصی هم رشد و نمو میکنند.

 

عوارض

 

بی اشتهایی مشخصأ عوارض متعددی دارد.که در حد شدید آن کشنده می باشد.انورکسی دارای یکی از بالاترین میزان های مرگ و میر در بین تمامی بیماریهای روحی می باشد، در حدود %5 ولی احتمالا بیشتر از این حد می باشد.مرگ ممکن است حتی بصورت ناگهانی در حالی که فرد شدیدأ دچار کاهش وزن نمی باشد اتفاق افتد.که این در اثر آریتمی های قلب ( ضربانات نامنظم قلب) و یا اختلالات آب و الکترولیت می باشد.

 

دیگر عوارض مرسوم تهدید کننده زندگی عبارتند از:

 

-          کم خونی

-          مشکلات قلبی، مانند پرولاپس دریچه میترال، ضربانات نامنظم قلب، و نارسایی قلبی.

-          کاهش قوام استخوانی و در نتیجه افزایش خطر شکستگی در زندگی آینده فرد.

-          مشکلات ریوی شبیه به آمفیزم

-          در زنان، نبود عادت ماهیانه.

-          در مردان، کاهش تستستورون(هورمون مردانه)

-          مشکلات دستگاه گوارشی، مانند یبوست، نفخ و یا تهوع.

-          اختلالات الکترولیتی، مانند کاهش پتاسیم ، سدیم و یا کلر خون.

-          مشکلات کلیوی.

 

اگر فردی با انورکسی شدیدأ دچار سوء تغذیه شود، هر عضوی در بدن می تواند آسیب ببیند، از جمله مغز، قلب و کلیه ها.این صدمه می تواند حتی زمانی که بی اشتهایی تحت کنترل است کاملا برگشت پذیر نباشد.

 

علاوه بر عوارض جسمانی افراد با انورکسی می توانند دچار عوارض روحی نیز شوند که از آن جمله عبارتند از:

 

-          افسردگی

-          اختلالات اضطرابی

-          اختلالات شخصیتی

-          اختلالات وسواسی

-          سوء مصرف دارو

 

همراهی بروز این اختلالات همراه با بی اشتهایی بیماری را نسبت به درمان خیلی مشکل میکند.

 

درمان

 

افراد با بی اشتهایی ممکن است به چند نوع از درمان نیاز داشته باشند.اگر زندگی آنها در خطر فوری قرار دارد، آنها نیاز دارند که در بخش اتفاقات برای مواردی چون کاهش آب بدن، اختلالات آب و الکترولیت و یا مشکلات روانی بستری شوند.

 

درمان بی اشتهایی معمولا توسط یک تیم شامل پزشکان، روانپزشکان و متخصصین تغذیه صورت می گیرد که همه آنها در مورد اختلالات غذا خوردن با تجربه هستند.

 

در اینجا مواردی که معمولا در درمان افراد با بی اشتهایی بکار می رود آورده شده است:

 

-          مراقبت های پزشکی. افراد با بی اشتهایی نیاز به تحت نظر داشتن مداوم علائم حیاتی، میزان آب بدن، و مقدار الکترولیتها و همچنین وضعیت جسمانی هستند. یک پزشک خانواده یا پزشکی که مراقبت های اولیه را انجام میدهد میتواند با هماهنگی با دیگر افراد خبره در گیر این کار شود.

 

-          روان درمانی. درمان های فردی، خانوادگی و گروهی همگی میتوانند مفید باشند. درمان های فردی میتواند کمک به شناسایی و حل رفتار و افکاری که در ارتباط با بی اشتهایی هستند  کند.یک نوع از صحبت درمانی موسم به عادت درمانی شناختی بصورت مرسومی استفاده میشود ولی هیچ دلیل محکمی وجود ندارد که این روش را به دیگر روشهای درمانی ترجیح دهد. افراد مدد کار روانی میتوانند کمک به بستری شدن در بیمارستان روانی یا ریختن برنامه های روزانه کنند. بعلاوه، خانواده درمانی میتواند کمک به حل کشمکش های خانوادگی یا جلب حمایت از اعضای خانواده های نگران و مضطرب کند. خانواده درمانی بخصوص در کودکان با بی اشتهایی که هنوز در منزل زندگی می کنند مهم است.گروه درمانی نیز یک رابطه جمعی را پیشنهاد می کند که فرد در مواجهه با اختلالات غذا خوردن افراد دیگرقرار می گیرد.و گروه های اطلاع رسانی حمایتی نیز میتواند مفید باشد.هر چند باید این نکته را با دقت در نظر داشت که بعضی افراد با بی اشتهایی در گروه درمانی خود را با دیگران مقایسه میکنند و سعی در رقابت با دیگران را دارند که خود لاغرترین آنها باشند.

 

 

-          تغذیه درمانی. متخصص تغذیه یک جدول و برنامه از غذاهای سالم را ارائه میکند. و با ارائه برنامه غذایی و کالری های لازم کمک به رسیدن به وزن مورد هدف را میکند. در موارد خیلی شدید افراد با بی اشتهایی ممکن است نیاز به لوله ای داشته باشند که از طریق بینی به معده رفته و از آن طریق تغذیه شوند(لوله نازوگاستریک).

 

-          داروها. هیچ داروی خاصی که مشخصأ برای درمان بی اشتهایی باشد بوسیله سازمان غذا و داروی آمریکا مجوز داده نشده است ، چون فواید کمی را در در درمان این وضعیت نشان داده اند.هرچند که داروهای ضد افسردگی یا دیگر داروهای روانی میتوانند کمک به درمان اختلالات روحی همراه ، مانند افسردگی و اضطراب کنند.

 

 

-          بستری شدن در بیمارستان. در موارد عوارض پزشکی، اورژانس های روانی، سو، تغذیه شدید، نامنظمی ضربانات قلب یا امتناع مکرر از خوردن غذا بستری شدن لازم است.بستری ممکن است در یک بخش داخلی یا روانی باشد. البته بعضی از کلینیک های تخصصی نیز در مورد اختلالات تغذیه نیز وجود دارد. برخی ممکن است برنامه روزانه را ارائه کنند تا اینکه بیمار را بستری کنند. برنامه های تخصصی اختلالات تغذیه روش درمانی طولانی مدت و شدیدی را برای مدت طولانی پیشنهاد میکند.

 

یکی از چالشهای بزرگ در درمان بی اشتهایی اینست که افراد با این عارضه درمان را نمی پذیرند و یا فکر میکنند نیازی به آن ندارند. در حقیقت، برخی افراد با بی اشتهایی آن را به عنوان یک شیوه از زندگی انتخاب کرده اند. و نمی خواهند آن را به عنوان یک بیماری در نظر داشته باشند. سایت های اینترنتی ترویج کننده ، حتی راه هایی را یاد می دهند که چگونه با گرسنگی بجنگید و از چه غداهایی دوری کنید.

 

حتی برای افرادی که می خواهند بهتر شوند فائق آمدن بر بی اشتهایی مشکل است. برای برخی از آنها بی اشتهایی یک باتلاق تمام عمر است. حتی اگر علائم و نشانه ها از بین رود، افراد با بی اشتهایی آسیب پذیر هستند و ممکن است دچار بازگشت در زمان استرس های شدید یا موقعیت های مهیج شوند.

 

نبود پوشش های درمانی بیمه نیز ممکن است تداخل با درمان کند. خیلی از مراکز بیمه برنامه های دراز مدت درمانی ، عمدتا بستری شدن بیماران را پوشش نمی دهند. میزان بازگشت بیماری وقتی که دوره درمانی خیلی زود تمام شود زیاد است.

 

پیشگیری

 

متخصصین اطفال در موقعیت خوبی برای تشخیص بموقع نشانه های اولیه اختلالات خوردن قرار دارند و از توسعه کامل بیماری جلوگیری می کنند . آنها سئوالاتی را از کودکان در مورد عادات غذا خوردنشان می کنند و تذکراتی در مورد غذا خوردن می دهند.

 

اگر شما متوجه شدید که یکی از اعضای خانواده یا دوستان که اعتماد به نفس کمی دارد ، دچار ظاهری بد در اثر سوء تغذیه شده است، حتما با او در مورد این بیماری صحبت کنید. هر چند که شما ممکن است قادر نباشید که از پیشرفت یک اختلال تغذیه ای جلوگیری کنید، حداقل می توانید در مورد رفتارهای سالم تر و انتخاب های درمانی صحبت کنید.

 

 

مراقبت های فردی

 

وقتی که شما دچار بی اشتهایی می شوید، مراقبت فردی از خودتان مشکل می شود. لذا این مراحل را دنبال کنید:

 

-          در صورتی که تغذیه خوبی ندارید ، با پزشک خود در مورد فرآورده های املاح و ویتامین مناسب صحبت کنید . زیرا که بدن شما نیاز به همه املاح و ویتامین ها ممکن است داشته باشد.

-          در برنامه درمانی خود تردید نکنید و آن را نگه دارید. دوره های درمانی را از قلم نیاندازید و از برنامه غذایی سرپیچی نکنید، حتی اگر شما را ناراحت کند.

-          خودتان را منزوی نکنید و از اعضای خانواده و دوستانی که می خواهند شما را سالم تر ببینند پنهان نکنید.این را درک کنید که آنها بیشترین علاقه ها را به شما در قلبشان دارند.

-          از اصرار برای دیدن قیافه خود در آینه و وزن کردن مکرر خودداری کنید چون این کارها باعث عادات غیر سالم می شود.

 

مهارتها

 

شما ممکن است در حالی که با پیامهای مختلف از طرف رسانه های جمعی ، فرهنگی ، و احتمالأ دوستان خود و یا معاشران خود برخورد میکنید دریابید که فائق آمدن بر بی اشتهایی مشکل است.شما حتی ممکن است مطالبی بشنوید که بعضی افراد آرزو میکنند که کاش مثل شما برای مدتی بی اشتها بودند تا بتوانند وزن کم کنند.

 

بنابر این شما چگونه بر بیماری که ممکن است مرگ آور باشد، در حالیکه پیامهایی دریافت میدارید که لاغری یک علامت موفقیت است غلبه میکنید ؟

 

-          به یا داشته باشید که وزن سالم برای بدن شما چه میزانی است بخصوص در زمانی که شما تصاویری میبینید که میل شما را برای کاهش کالری برانگیخنه میکند.

-          به سایت های اینترنتی تشویق کننده بی اشتهایی مراجعه نکنید. این سایتها میتوانند شما را تشویق به عادات خطرناک و یا بازگشت آنها در شما شود. خریدار پیامهای که بی اشتهایی را به عنوان یک شیوه زندگی می دانند نباشید. خود را به عنوان فردی که در کنترل بیماری است ندانید.

-          این را بدانید که خودتان بهترین قاضی در مورد اینکه به اندازه کافی غذا می خورید یا در وزن سالمی قرار دارید،  نیستید.

-          موقعیت هایی که شما را تشویق به داشتن افکار و رفتاری که در ارتباط با بی اشتهایی میکند شناسایی کنید تا بتوانید با برنامه ریزی عملی از آنها دوری کنید.

-          در جستجوی مدل هایی با نقش مثبت باشید، حتی اگر پیدا کردن آنها سخت باشد. به خویشتن یاد آوری کنید که مدلها و هنرپیشه های خیلی لاغر ویترینی در مجلات زنان و سرگرمی ها اغلب بیانگر اینکه بدن سالم داشته باشند نیست.

-          بی اشتهایی را دوست خود ندانید. این نوع گول زدن خود می تواند قاتل شما باشد.

-          اگر بی اشتهایی خود را از کسی که او را دوست دارید مخفی نگه میدارید، سعی کنید که همدمی پیدا کنید که در مورد آن با او صحبت کنید . بعلاوه ممکن است در مورد انتخاب های درمانی صحبت کنید.

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 ساعت 13:1 | لینک ثابت |

 

آلت تناسلی مردانه یکی از ساختمانهای خارجی از سیستم تولید مثل در جنس نر است. آلت تناسلی 3 قسمت دارد: ریشه(بن) ، که چسبیده به دیواره شکم است، بدنه یا محور، و سر آلت ، که انتهای آن مخروطی شکل است (سر). مدخل پیش آب راه ، لوله ای که منی و ادرار را منتقل میکند ، در نوک سر آلت قرار دارد.

 

بدنه آلت استوانه ای شکل است و از  3 لوله حفره ای تشکیل شده است. این حفره ها از بافت مخصوص اسفنجی شکل قابل راست شدن (شق )تشکیل شده است. این بافت تشکیل شده از هزاران غار بزرگ که با خون پر شده وقتی که مرد از نظر جنسی تحریک می شود. وقتی که آلت از خون پر میشود ، آن سفت و راست میشود، که اجازه به نفوذ در خلال تماس جنسی میدهد. پوست آلت شل و کشدار است تا بتواند خود را همسان با اندازه آلت در زمان یک سیخ شدن کند.

 

منی ، که حاوی اسپرم( سلول های تولید مثل مردانه) است، از ته آلت بیرون رانده میشود وقتی که مرد به اوج جنسی (ارگاسم) میرسد. اختلالات آلت میتواند تاثیر بر عمل جنسی و زایایی مرد بگذارد.

 

چه اختلالاتی تاثیر بر آلت میگذارند؟

 

برخی از اختلالاتی که تاثیر بر آلت تناسلی میگذارند عبارتند از:

 

نغوظ دائم Priapism

 

Priapism یک بیماری مزمن است ، که در آن آلت تناسلی اغلب به صورت دردناکی به مدت چندین ساعت تا چندین روز به صورت سیخ شده باقی می ماند. سیخ شدن در نغوظ دائم در ارتباط با فعالیت جنسی نیست و به وسیله اوج لذت جنسی بر طرف نمیشود. علل شایع نغوظ دائم عبارتند از:

 

-          سو ء مصرف الکل یا مواد مخدر( بخصوص کوکائین)

-          اغلب داروها شامل، برخی ضد افسردگی ها و داروهای ضد فشار خون.

-          مشکلات نخاعی

-          صدمه به ناحیه تناسلی

-          بیهوشی(هوش بری)

-          درمان تزریقی آلت( درمانی برای ناتوانی جنسی عدم سیخ شدن)

-          بیماریهای خونی، شامل سرطان خون(لوسمی) و بیماری خونی داسی شکلSickel cell

 

درمان برای نغوظ دائم مهم است، چون سیخ بودن طولانی مدت می تواند موجب جای زخم در آلت شود اگر درمان نشود. هدف از درمان رها کردن از حالت سیخ شدن و حفظ عمل آلت است. در اغلب موارد، درمان در برگیرنده تخلیه خون به وسیله استفاده از نیدل که در کناره آلت قرار می گیرد می باشد. داروهایی که کمک به چروکیده شدن عروق خونی میکنند، و در نتیجه موجب کاهش جریان خون به آلت می شوند، همچنین ممکن است استفاده شوند. در موارد نادر، برای جلوگیری از صدمه دائم به آلت تناسلی جراحی ممکن است لازم باشد. درمان هر بیماری زمینه ای یا مشکل سو ء مصرف از ماده در پیشگیری از نغوظ دائم مهم است.

 

بیماری Peyronie" s

 

این بیماری وضعیتی است که در آن یک پلاک یا توده سخت در آلت شکل می گیرد. پلاک ممکن است در قسمت بالی آلت ( شایعتر) یا در کناره آلت در لایه هایی که حاوی بافت سیخ شونده است شکل می گیرد. شروع پلاک معمولا به صورت ناحیه ای موضعی از التهاب و ورم است، و میتواند به جای زخم های سخت شده توسعه یابد. جای زخم ها خاصیت ارتجاعی آلت را در ناحیه درگیر کاهش می دهد.

این بیماری اغلب در شکل ملایم آن اتفاق می افتد که بدون درمان در 6 تا 15 ماه بهبود می یابد.در این موارد، مشکل از مرحله التهاب جلوتر نمیرود. در موارد شدید، بیماری می تواند برای سالها ادامه یابد. پلاک های سخت شده قابلیت انعطاف را کاهش می دهد، موجب درد و فشار به آلت در خم شدن و یا کمانی شدن در خلال سیخ شدن آلت میگردد.

 

بعلاوه خم شدن آلت، بیماری Peyronies میتواند علت دردهای عمومی به همان اندازه سیخ شدن دردناک آلت باشد. همچنین میتواند موجب پریشانی روحی، و در نتیجه تاثیر بر تمایل مرد و توانایی برای عمل جنسی  بگذارد.

 

علت دقیق این بیماری روشن نیست. مواردی که به سرعت ایجاد میگردند، کمتر طول میکشند و اغلب اوقات بدون درمان از بین میروند و اغلب به علت صدمه و ضربه که موجب خونریزی در بافت آلت می شود ایجاد میگردد. برخی از موارد بیماری Peyronies ، هرچند که به آهستگی شکل میگیرند، آنقدر شدید هستند که نیاز به درمان جراحی دارند. دیگر علل ممکن بیماری Peyronies عبارتند از:

 

-          واسکولیت(التهاب رگها). این یک نوع التهاب عروق خونی و لنفاوی است. این التهاب میتواند منجر به تشکیل بافت جای زخمscar شود.

-          اختلالات بافت پیوندی. به گفته انسیتو ملی سلامت ، حدود 30% از مردان با بیماری Peyronie همچنین می توانند دچار اختلالات دیگری که تاثیر بر بافت پیوندی در قسمت های دیگر بدن داشته باشد شوند. این اختلالات عموما موجب کلفت شدن یا سخت شدن بافت پیوندی میگردد. بافت پیوندی یک بافت ویژه است مانند غضروف، استخوان و پوست که کار آن حمایت از دیگر بافت های بدن است.

 

-          ارثی. برخی مطالعات نشان دهنده این است که افرادی که فامیل با بیمار Peyronies هستند در خطر بیشتری برای توسعه بیماری هستند.

 

چون نشان بیماری Peyronies اغلب بدون درمان جمع و ناپدید می شود، بیشتر پزشکان پیشنهاد انتظار برای 1 تا 2 سال یا بیشتر قبل از قصد به اصلاح توسط جراحی میکنند. در خیلی از موارد، جراحی نتایج مثبتی میدهد. ولی چون عوارض میتواند اتفاق افتد، و خیلی از مشکلات همراه  با بیماری Peyronies است(برای مثال، کوتاه شدن آلت تناسلی) به وسیله جراحی تصحیح نمی شود، اغلب پزشکان ترجیح به انجام جراحی فقط برای مردان با آلت کمانی که شدید باشد دارند که تماس جنسی را غیر ممکن می سازد.

 

دو شیوه جراحی برای درمان بیماری Peyronies   استفاده میشود. در یک روش پلاک ها برداشته میشود و به دنبال آن تکه ای از پوست یا مواد ساخته شده (پیوند پوست) گذاشته میشود. با تکنیک دوم ، جراح بافت کناره آلت را در عکس قضیه برداشته و تاثیر خمیدگی را برطرف میکند.اولین روش میتواند قسمتی از عمل سیخ شدن ، بخصوص سفتی آن را از دست بدهد. دومین روش، مشهور به شیوه Nesbit  ، موجب کوتاهی آلت در حالت سیخ شده میگردد.

 

درمانهای غیر جراحی برای بیماری peyronies شامل تزریق دارو مستقیما به داخل پلاک در تلاش برای نرم کردن ناحیه درگیر، که موجب کاهش درد و تصحیح کجی آلت میگردد.

 

التهاب پوست سر آلتBalanitis

 

Balanitis التهاب پوست پوشاننده سر آلت است. وضعیتی مشابه به نام balanoposthitis ، که سر و پوست جلویی سر آلت ملتهب می شود. نشانه های balanitis شامل قرمزی، خارش، بثورات جلدی، درد و ترشح بدبو است.

بالنیت اغلب در مردان و پسران که ختنه(برداشتن پوست جلویی به وسیله جراحی) نشده ، و دارای بهداشت پایین می باشند اتفاق می افتد.التهاب میتواند اتفاق افتد اگر پوست حساس زیر پوست ختنه گاه به صورت منظم شسته نشود و عرق ، مواد زائد طبیعی، پوست مرده و باکتری در زیر پوست ختنه گاه جمع شده و موجب تحریک گردد. وجود پوست تنگ ممکن است تمیز کردن این ناحیه را مشکل کند و منجر به تحریک به وسیله موادی که بوی بد می دهند (smegma) که میتوانند در زیر پوست ختنه گاه تجمع یابند شود.

 

دیگر علل شامل:

 

-          درماتیت/ آلرژی. درماتیت التهاب پوست است، که اغلب به وسیله یک ماده تحریک کننده یا حساسیت تماسی ایجاد میگردد. حساسیت به مواد شیمیایی در اغلب محصولات- مانند صابون ها، پاک کننده ها، عطرها و اسپرم کش ها- میتواند ایجاد یک واکنش حساسیتی شامل تحریک، خارش و بثورات جلدی کند.

 

-          عفونت. عفونت با قارچ کاندیدا البیکانس(thrush) میتواند ایجاد خارش و بثورات جلدی پر از لکه کند. اغلب بیماریهای منتقله از طریق جنسی- شامل سوزاک، تبخال و سفلیس میتواند تولید نشانه های بالینیت کند.

 

بعلاوه ، مردان با دیابت( بیماری قند خون) در خطر بیشتری برای بالینیت هستند. قند موجود در ادرار که در زیر پوست ختنه گاه می ماند محیط مساعد برای رشد باکتری است.

 

التهاب مزمن سر آلت و پوست ختنه گاه میتواند منجر به جای زخم شده، و در نتیجه علت تنگی پوست ختنه گاه( فیموز یا تنگی غلاف) و تنگی مجرای پیش آبراه (لوله ای که ادرار را از مثانه تخلیه میکند) شود.التهاب همچنین منجر به تورم پوست ختنه گاه شده، که میتواند منجر به صدمه به آلت شود.

 

درمان بالینیت بستگی به علل زمینه ای دارد. اگر عفونتی موجود است، درمان شامل یک آنتی بیوتیک مناسب یا داروهای ضد قارچ خواهد بود. در موارد شدید یا مزمن التهاب، ختنه باید توصیه گردد.

 

استفاده از اقدامات بهداشتی مناسب میتواند کمک به پیشگیری از بالینیت در آینده کند. بعلاوه، مهم است که از صابون های قوی یا مواد شیمیایی، بخصوص آنهایی که شناخته شده هستند که موجب واکنش پوستی میگردند استفاده نکنید.

 

فیموز و پارا فیموز Phimosis and paraphimosis

 

فیموز وضعیتی است که در آن پوست ختنه گاه آلت آنقدر تنگ است که به عقب بر نمیگردد( دور کردن از سر آلت) که سر آلت نمایان شود. پارا فیموز زمانی اتفاق می افتد که پوست ختنه گاه، که یکبار به عقب کشیده شده، را نتوان به محل اصلی آن باز گرداند.

 

فیموز ، اغلب در بچه ها دیده میشود، ممکن است در زمان تولد وجود داشته باشد. آن همچنین میتواند به وسیله یک عفونت ، یا به وسیله بافت پیوندی که در نتیجه یک التهاب یا التهاب مزمن شکل میگیرد ایجاد میگردد. دیگر علت فیموز بالینیت است، که منجر به جای زخم و تنگی پوست ختنه گاه میشود. توجه بی درنگ پزشکی لازم است اگر وضعیت موجب مشکل شدن یا غیر ممکن شدن ادرار کردن شود.

 

پارا فیموز یک اورژانس پزشکی است که در صورتی که درمان نشود میتواند منجر به عوارض وخیم شود. پارا فیموز ممکن است بعد از یک نغوظ یا فعالیت جنسی(در افراد ختنه نشده) ، یا در نتیجه صدمه به سر آلت ایجاد شود. با پارا فیموز، پوست ختنه گاه پشت لبه سر آلت تناسلی گیر می افتد. اگر این وضعیت طولانی شود، موجب درد و تورم شده، و جریان خون را به آلت مختل میکند. در نهایت ، کمبود جریان خون می تواند منجر به مرگ بافت(گانگرین) ، شده و قطع آلت لازم باشد.

 

درمان فیموز ممکن است شامل کشیدن ملایم پوست ختنه گاه به مرور زمان باشد.اغلب اوقات، میتوان با مالیدن دارو به آلت پوست ختنه گاه را سست کرد. ختنه(برداشتن پوست ختنه گاه به وسیله جراحی)، اغلب برای درمان فیموز استفاده میگردد. شیوه دیگر جراحی، موسوم به Preputioplasty ، که در آن پوست ختنه گاه از سر آلت جدا می شود. در این شیوه پوست ختنه گاه باقی گذاشته میشود و صدمه کمتری نسبت به ختنه دارد.

 

درمان پارا فیموز تمرکز بر کاهش ورم سر آلت و پوست ختنه گاه دارد. گذاشتن یخ ممکن است کمک به کاهش ورم، در همان حالی که با فشار به سر آلت خون و مایع را به بیرون میرانیم. اگر این اقدامات در کاهش ورم و بازگشت پوست ختنه گاه به وضعیت طبیعی مفید واقع نشد، تزریق دارو برای کمک به تخلیه آلت تناسلی ممکن است لازم باشد. در موارد وخیم، یک جراح برای رها سازی  ممکن است بریدگی های کوچکی بر پوست ختنه گاه ایجاد کند. ختنه همچنین به عنوان یک درمان برای پارافیموز ممکن است استفاده شود.

 

سرطان آلت تناسلی

 

یک شکل نادر سرطان، سرطان آلت تناسلی وقتی اتفاق می افتد که سلول های غیر طبیعی در آلت تناسلی تقسیم و رشد غیر قابل کنترلی دارند اتفاق می افتد. اغلب تومورهای خوش خیم (غیر سرطانی) ممکن است پیشرفت کرده و سرطانی شوند.

 

علت دقیق سرطان آلت تناسلی شناخته شده نیست، ولی عوامل خطر معینی برای بیماری وجود دارد. یک عامل خطر هر چیزی است که شانس فرد را برای بیماری زیاد میکند . عوامل خطر برای سرطان آلت تناسلی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

 

-          ختنه. مردانی که در زمان تولد ختنه نشوند شانس بیشتری برای گرفتن سرطان آلت تناسلی دارند.

 

-          عفونت با ویروس پاپیلومای انسانی(HPV) . HPVs گروهی از بیش از 70 نوع از ویروس ها هستند که موجب زگیل(papillomas) میشوند. اغلب گونه های HPVs میتوانند دستگاه تولید مثل و ناحیه مقعد را در گیر کنند. این گونه های HPVs از فردی به فرد دیگر در زمان تماس جنسی انتقال می یابد.

 

 

-          سیگار کشیدن. سیگار کشیدن بدن را در معرض مواد شیمیایی سرطان زای زیادی قرار می دهد که فراتر از ریه تاثیر میگذارد.

 

-          Smegma .ترشحات روغنی میتواند در زیر پوست ختنه گاه تجمع یابد. نتیجه یک ماده سفت، بدبو موسوم به Smegma است. آلت زمانی که کاملا تمیز نشود، وجود Smegma میتواند علت تحریک و التهاب باشد.

 

 

-          فیموز. این وضعیتی است که در آن پوست ختنه گاه تنگ شده و مشکل میتوان آنرا به عقب کشید.

 

-          درمان پسوریاسیس. بیماری پوستی پسوریاسیس برخی اوقات با ترکیبی از داروها و در معرض نور فرابنفش درمان می شوند.

 

 

-          سن. اغلب موارد سرطان آلت تناسلی در مردان بالای 50 سال اتفاق می افتد.

 

نشانه های سرطان آلت تناسلی شامل گوشت زیادی یا زخم های روی آلت است، ترشحات غیر طبیعی از آلت تناسلی و خونریزی نیز از آن جمله است. جراحی برای برداشتن سرطان شایعترین درمان سرطان آلت تناسلی است. پزشک ممکن است از روش های جراحی زیر برای خلاصی از سرطان استفاده کند:

 

-          برداشتن موضعی وسیع. برداشتن بافت سرطانی و مقداری از بافت طبیعی در اطراف آن.

 

-          جراحی میکروسکوپی. جراحی است که در آن سرطان همراه با مقدار بسیار ناچیزی تا آنجا که ممکن است از بافت طبیعی برداشته میشود. در خلال این جراحی، دکتر از میکروسکوپی برای نگاه کردن به محوطه سرطانی برای اینکه مطمئن شود بافت سرطانی برداشته شده استفاده میکند.

 

 

-          جراحی لیزر. از پرتو های باریک نور برای برداشتن سلول های سرطانی استفاده میشود.

 

-          ختنه. جراحی است که در آن پوست ختنه گاه برداشته میشود.

 

-          قطع آلت تناسلی(Penectomy) . جراحی است که در آن آلت تناسلی برداشته میشود. این شایعترین و موثر ترین درمان سرطان آلت تناسلی است. در عمل جراحی جزئی Partial از آلت تناسلی قسمتی از آلت تناسلی برداشته میشود. در عمل جراحی کامل قطع آلت تناسلی تمامی  آلت برداشته می شود.غدد لنفاوی در کشاله ران نیز ممکن است در خلال جراحی برداشته شوند.

 

اشعه درمانی (رادیوتراپی)، که از پرتو های با انرژی زیاد برای حمله به سرطان استفاده میشود ، و شیمی درمانی، که از داروها برای کشتن سرطان استفاده میکنند، انتخاب های دیگری هستند.

CLEVELAND CLINIC

 

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 21:41 | لینک ثابت |

 

HealthDay News

 

بواسیر عروق خونی بزرگ شده است، داخل یا اطراف مقعد، که می تواند موجب خونریزی و ناراحتی شود.

همورئید می تواند به علل و عوامل متعددی ایجاد شود، از جمله حاملگی، یبوست مزمن یا اسهال، استفاده بیش از حد از ملین ها، و زور زدن در هنگام دفع مدفوع. سن و عامل ژنتیکی نیز در ارتباط با شروع بواسیر است. نشانه ها شامل خونریزی در هنگام دفع مدفوع، خارش، و برآمدگی دردناک در اطرف مقعد است.

 

تغییرات غذایی- اضافه کردن فیبرها به مقدار فراوان به غذا در شکل میوه ها، سبزیجات و غلات- توصیه شده و کمک به پیشگیری یا کاهش بواسیر می کند و به همان نسبت نوشیدن مایعات بیشتر این کار را می کند. شما می توانید خارش و سوزش را به وسیله غوطه ور شدن در آب گرم (تشت آب گرم) برای حدود 10 دقیقه کاهش دهید. همچنین از پماد ها و درمان های بر پیشخوان داروخانه ها استفاده کنید که کمک کننده هستند. 2006

MedicineNet

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 ساعت 1:7 | لینک ثابت |

 

رنگ ناخن و زمینه آن می تواند انعکاس دهنده دامنه وسیعی از وضعیت های پزشکی باشد.

خوب به ناخن های انگشتان خود نگاه کنیدو شما ممکن است متوجه تغییرات دقیق و ظریف در بافت یا رنگ می شوید- لمس سفیدی در اینجا، صورتی کم رنگ در آنجا، شاید مقداری ناهمواری یا دست انداز در سطح .این ناتمامی ها ممکن است زیاد به نظر شما نیایند ، اما در یک چشم تمرین کرده و آموزش دیده آنها می توانند سر نخ هایی در نورد سلامتی کلی شما باشد."همچنانکه چشم ها دریچه روح هستند ، ناخن ها نیز هستند"،دکتر لیور می گوید او زمانی متقاعد شد که بیماری ریه های خود را چک کرد بعد از اینکه متوجه رنگ متمایل به آبی در ناخن های خود شد ، یک علامت که نشانه این بود که او اکسیژن کافی دریافت نمی دارد. برای اطمینان بیشتر او مایع در ریه های خود داشت.

 

علائم هشدار دهنده برای خیلی دیگر از وضعیت های دیگر ، از هپاتیت تا بیماری قلبی، ممکن است در ناخن ها آشکار شوند، بر طبق گفته دکترJoshua fox سخنگوی اکادمی پوست آمریکا "تغییرات در ناخن ها می تواند نشانه ای از یک بیماری موضعی مانند یک عفونت قارچی یا یک علامت از یک بیماری عمومی مانند لوپوس یا کم خونی باشد"،

 

او می گوید که اغلب اوقات سعی کرده که حدس بزند اگر یک فرد دارای کم خونی است با نگاه کردن به ناخن های آنها.او شرح می دهد که ناخن های رنگ پریده و سفید ممکن است بیانگر کمبود شمارش گلبول های قرمز خون همسان با کم خونی است.

 

یک کمبود آهن می تواند علت نازک بودن ناخن و مقعر شدن و داشتن لبه های برجسته باشد.

 

در حالی که بیشتر بیماران دکتر فاکس در گزارش مشکلات ناخن نیامده است ، و اغلب ناخن های آنها را به هر طریقی چک کرده بود."ناخن ها نشانه های کوچک زیادی از آنچه در درون شما می گذرد  پیشکش می کنند.بیماران لوپوس رگهای زاویه دار دمدمی در چین ناخن های خود دارند. بیماری پسوریاز شروع آن از ناخن است در 10% موارد و موجب شکاف و سوراخ سوراخ شدن ناخن می شود.

 

بیماری قلبی می تواند بستر ناخن را به رنگ قرمز در آورد. اختلالات وسواسی می تواند در ناخن ها نشان داده شود . اختلالات وسواس می تواند به وسیله ناخن جویدن و ناخن زدن مشاهده شود.

 

حتی بیماری های شایع مانند بیماری تیروئید می تواند ایجاد تغییرات غیر طبیعی در بستر ناخن کند ، ایجاد ناخن های خشک، ترد و شکننده که به سادگی ترک می خورند و دو کپه می شوند.

 

او 10 مثال از تغییرات ناخن که می تواند دلالت بر یک بیماری جدی داشته باشد در زیر آورده است:

 

10 علامت احتمالی از وضعیت های وخیم

 

ظاهر ناخن                                                                                بیماریهای مرتبط

 

ناخن های سفید                                                            بیماریهای کبدی ، مانند هپاتیت

زرد،کلفت، با رشد کم                                                      بیماریهای ریوی ، مانند آمفیزم

ناخن های زرد با کمی سرخ شدن در پایه                             دیابت

نیم سفید، نیم صورتی                                                     بیماریهای کلیه

بستر قرمز ناخن ها                                                         بیماری قلبی

بستر ناخن رنگ پریده و سفید                                           کم خونی

سوراخ سوراخ شدن یا موج دار بودن سطح ناخن                    پسوریاس یا آرتریت التهابی

چماقی شدن"افزایش بافت بدون درد اطراف انتهای               

ناخن ها ، یا وارونه شدن ناخن                                           بیماری های ریوی

خطوط قرمز نامنظم در پایه ناخن ها                                     لوپوس یا بیماریهای بافت پیوندی

خطوط تیره در زیر ناخن                                                     ملانوما

 

 

"بندرت اولین  نشانه"

 

اما یک پزشک می تواند بخوبی مشخص کند بیماریهای قلبی تشخیص داده نشده یا مشکلات کلیه با نگاه کردن به ناخن های شما؟سخنگوی کالج امریکایی پزشکان خانم دکتر Christine Laine ،می گوید این احتمالا باور کردنی نیست.او به مخالفت و ستیز با ارتباط بین ناخن ها و بیماری نمی پردازد ، اما او احتیاط پیشه می کند، "تغییرات ناخن بندرت اولین نشانه بیماری های جدی است. در بیشتر موارد بیماران علائم و نشانه های دیگری قبل از اینکه تغییرات ناخن بروز کند نشان می دهند.برای مثال ، غیر معمول است که چماقی شدن ناخن اولین چیزی باشد که بیمار با آمفیزم متوجه شود. مشکل تنفسی محتملا قبل از این حضور داشته است."

 

بعلاوه ، Laine که قائم مقام نویسندگان Annals of Internal Medicine، توجه می دهد که برخی بیماریها ممکن است موجب تغییرات ناخن در بعضی از بیماران شوند اما نه در دیگران."برای مثال ، همه افراد با بیماری کبدی دچار ناخن سفید نمی شوند،"Laine می گوید . بر عکس بخوبی صادق است،هر فردی با ناخن سفید بیماری کبدی ندارد." در غیاب دیگر علائم یا نشانه های بیماری، من بی میل خواهم بود که ترکیبی ، از اقدامات گران قیمت برای بیماریهای سیستمیک به راه اندازم تنها به علت یافته های ناخن".

 

Fox موافق است که هیچ نیازی نیست که به نزدیک ترین متخصص قلب بروید اگر ناخن های شما قرمز شده. " این می تواند بخوبی در نتیجه صیقل زدن به ناخن ایجاد شود"،او می گوید. قبل از اینکه خود بینی شما شدیدتر شود، مهم است که نگاهی به تبین های شایع تر ،مانند خون مردگی ها، خونریزیهای زیر ناخن ، و عفونت های قارچی داشته باشید.

 

زمانی که نیاز به ملاقات با یک متخصص پوست است

 

خیلی از اختلالات شایع ناخن ریشه در عفونت های قارچی دارد، که می تواند ایجاد ناخن های ترک خورده ، پوست انداخته و تغییر رنگ و زمینه شود. این عفونت ها اغلب به سختی درمان می شوند و نیاز به کمک تخصصی دارند، شامل تجویز داروهای ضد قارچ. Fox می گوید بهتر است که با یک متخصص پوست ملاقات کنید اگر نشانه ها پابرجا باقی بمانند، بخصوص اگر ناخن ها شروع به کنده شدن از پایه یا شما تجربه درد و ورم داشته باشید.

 

تغییرات در زمینه، شکل، یا رنگ که به علت خون مردگی نباشد یا عفونت های قارچی ، شامل رشد نامنظم، ایجاد حفره یا سوراخ هایی در ناخن ها، خطوط قهوه ای پر رنگ زیر ناخن ها و پوشش شاخی، یا خال هایی که به مدت طولانی در بستر ناخن بماند موجب نگرانی ویژه است.بر طبق نظر Lior ، آنها می توانند نشانه سرطان پوست باشد."زگیل های اطراف ناخنها تمایل به تبدیل به سرطان اسکواموس سلSquamous cell cancer دارند."اگر بیماران یک تغییر رنگ تیره که پوشش شاخی را درگیر کرده ببینند، ما نگران ملانوما خواهیم شد،"مرگبارترین شکل سرطان پوست.

 

Fox هشدار میدهد که این نوع از تغییرات را هر چه سریعتر به یک متخصص گزارش دهید." متخصص پوست بخوبی مهارت در تشخیص افتراقی بین بی ضرر بودن و یک وضعیت جدی ناخن را دارد، به همان خوبی که یک تغییر نیاز به آزمایش بیشتر دارد."

 

نکاتی در مورد داشتن ناخن های سالم و قوی

 

برای قوی کردن ناخن های خود ، دوری از عفونت ها، و بهبود بخشیدن به ظاهر آنها، نکات زیر را انجام دهید:

 

-          ناخن های خود را تمیز و خشک نگه دارید.

-          از جویدن و کندن ناخن ها خودداری کنید.

-          همه روزه به ناخن های خود مرطوب کننده بزنید. کرم های حاوی اوره ، فسفولیپیدها، یا لاکتیک اسید می تواند کمک به پیشگیری از ترک خوردگی کند.

-          سوهان زدن ناخن ها را در یک جهت و کمی به سمت بالا انجام دهید ، تا اینکه سوهان کاری در یک نقطه.

-          لایه شاخی را بر ندارید یا آنقدر تمیز نکنید که به عمق زیر ناخن ها برسید، که منجر به عفونت شود.

-          ناخن های روینده شصت پا را حفاری نکنید. با یک متخصص پوست ملاقات کنید اگر پردردسر شده اند.

-          از براق کننده های ناخن که حاوی استون و فرمالین است استفاده نکنید.

-          از وسایل شخصی خود استفاده کنید اگر مرتبا آرایش ناخن و مانیکور می کنید.

-          اگر شما ناخن های مصنوعی دارید، مرتبا برای تغییر رنگ سبز چک کنید( علامتی از عفونت باکتریایی).

-          یک غذای تنظیم شده تناول فرمایید و ویتامین های حاوی بیوتین استفاده کنید.

 

در نهایت از پزشک خود بخواهید که در ویزیت بعدی  نگاهی به ناخن های شما بیندازد . فاکس می گوید این خیلی عادی می شود " چون ناخن ها پیشکش می کنند یک دریچه منحصر به فرد به سلامتی بدن شما " .

Webmd

 

 

 

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در یکشنبه هفدهم دی 1385 ساعت 0:45 | لینک ثابت |

 

سندرم dumping دسته ای از علائم و نشانه هایی است که اغلب اوقات در افرادی که جراحی برای برداشتن قسمتی یا همه معده ، یا در آنهایی که بیشتر معده آنها جهت کمک به کاهش وزن به وسیله جراحی بای پاس شده است. همچنین موسوم به تخلیه سریع گوارشی نامیده میشود، سندرم dumping زمانی که محتویات هضم نشده معده شما منتقل یا به داخل روده کوچک شما خیلی سریع می افتد اتفاق می افتد . نشانه های شایع شامل دردهای پیچشی شکمی و تهوع است.

 

اغلب افراد با سندرم dumping علائم و نشانه ها را خیلی زود بعد از خوردن تجربه می کنند. در دیگر افراد، آنها ممکن است دیرتر اتفاق افتد – یک تا سه ساعت بعد از خوردن- و آنها میتوانند از ملایم تا متوسط یا شدید و ناتوان کننده باشند.

 

اغلب اوقات، این سندرم به خودی خود بدون هیچ درمان دارویی خوب میشوند، یا به وسیله تنظیم غذای بیمار. در موارد خیلی شدید این سندرم، شما ممکن است نیاز به دارو یا جراحی داشته باشید.

 

علائم و نشانه ها

 

وقتی علائم و نشانه ها در هنگام غذا خوردن یا در خلال 15 تا 30 دقیقه بعد از غذا اتفاق می افتد، ممکن است شامل موارد زیر باشد:

 

-          تهوع

-          استفراغ

-          دردهای شکمی، دل پیچه

-          گیجی، سبکی سر

-          باد کردن شکم، آروغ زدن

-           خستگی و کوفتگی

-          تپش قلب، سریع شدن ضربان قلب

 

وقتی علائم و نشانه ها دیرتر اتفاق می افتد، انها ممکن است شامل:

 

-          عرق کردن

-          ضعف، خستگی و کوفتگی

-          گیجی و سبکی سر

-          لرزیدن

-          احساس اضطراب، بیقراری

-          طپش قلب، سریع شدن ضربان قلب

-          غش و ضعف

-          گیجی ذهنی

 

برخی افراد هم علائم و نشانه های زود و هم دیر را تجربه میکنند. وضعیت هایی مانند گیجی و طپش قلب میتواند هم در زود و هم دیر اتفاق افتد- و هم در هر دو. وقتی که مشکلات اتفاق می افتد هیچ مسئله ای نیست، هر چند که آنها میتوانند شدید باشند بعد از یک غذای سرشار از کربوهیدرات ها، بخصوص آنهایی که سرشار از قندهایی مانند سوکروز (شکر روی میز) یا فروکتوز(قند میوه ها) هستند.

 

برخی افراد قند خون آنها پایین می افتد(هیپوگلیسمی)، که در ارتباط با انسولین زیاد آزاد شده داخل خون به عنوان قسمتی از سندزم است. انسولین اثر بر بافتهای شما برای برداشتن قند موجود در خون میگذارد.

 

علل

 

در این سندرم، غذا و شیره های معده شما به طرف روده کوچک شما به صورتی نامنظم وسریعتر از طبیعی حرکت میکند.این روند تسریع شده اغلب در ارتباط با تغییرات در معده شما به خاطر ارتباط با جراحی است. برای مثال، وقتی مدخل (پیلور)بین معده و اولین قسمت روده کوچک(اثنی عشر) صدمه دیده یا در خلال جراحی برداشته شده، سندرم شکل میگیرد.

 

این سندرم در 15% افرادی که جراحی معده داشته اند شکل میگیرد. اغلب به صورت زیاد در یک تا شش ماه بعد از جراحی اتفاق می افتد، و هر چه بیشتر معده برداشته یا بای پاس(فرعی) شود، این وضعیت شدید تر است. گاه گاهی این وضعیت به صورت مزمن در می آید.

 

هورمون های معدی روده ای همچنین عقیده بر آن است که نقشی در این سرعت روند ایجاد میکنند.

 

 

عوامل خطر

 

چند نوع از جراحی معده خطر ایجاد این سندرم را بیشتر میکند. اینها عبارتند از:

 

-          برداشتن معدهGastrectomy  . که در این جراحی قسمتی یا همه معده برداشته میشود. معمولا شامل برداشتن دریچه پیلور نیز میشود.

 

-          Gastroenterostomy or gastrojejunostomy . که در این روش با جراحی معده مستقیما به روده کوچک در حدود 60 سانت آنطرف از پیلور مرتبط میشود، بنابراین پیلور را فرعیbypass میکنند. پزشکان این عمل را اغلب در افرادی که سرطان معده دارند انجام میدهند.

 

-          قطع عصب واگVagotomy  . در این روش عصب های معده قطع شده به منظور اینکه اسیدهای ساخته شده به وسیله معده کم شوند.

 

-          Fundoplication ، عملی است که اغلب در افرادی که دچار برگشت غذا از معده به مری هستند انجام میشود. آن شامل باند پیچی کردن قسمت بالایی معده در اطراف پایین مری جهت گذاشتن فشار که موجب کاهش برگشت محتویات معده به مری میشود. هرچندکه ، در موارد نادر برخی عصب ها به معده به صورت غیر عمدی در هنگام جراحی صدمه دیده و منجر به سندرم dumping میگردد.

 

-          بای پس معده(Roux-en-y operation) جراحی ، که اغلب در افرادی اتفاق می افتد که به صورت وحشت آوری چاق هستند. که در آن به صورت جراحی خلق معده ای کوچکتر میکنند که کوچکتر از معده دست نخورده است، به این معنی که فرد بیشتر قادر به خوردن به اندازه قبل نخواهد بود، و در نتیجه منجر به کاهش وزن خواهد شد.

 

 

اغلب بیماریهای زمینه ای همچنین ممکن است شما را بیشتر به این سندرم مستعد کند. این وضعیت ها شامل:

 

-          دیابت

-          بیماری برگشت غذا از معده به مریGERD ، که در آن محتویات معده به مری برگشت میکند.

-          سندرم زولینجر الیسونZollinger-Ellison syndrome  ، که موجب زخم معده شدید می شود.

 

بعلاوه استفاده از داروی متوکلوپرامید شانس شما را افزایش می دهد. این دارو اغلب برای راحت شدن از تهوع، استفراغ و سوزش معده توصیه میشود.

 

زمانی که باید در جستجوی توصیه پزشکی بود

 

با پزشک خود تماس بگیرید اگر علائم و نشانه های سندرم Dumping را دارید حتی اگر جراحی انجام نداده باشید. اگر پیش از این با این سندرم تشخیص داده شده اید، پزشک خود را مطلع کنید که درمان شما به چه خوبی کار میکند. وقتی که سندرم بدتر میشود با پزشک خود تماسی بگیرید.

 

چون تغذیه بد میتواند علائم و نشانه ها را بدتر کند، پزشک شما ممکن است شما را به یک متخصص تغذیه برای یک برنامه مناسب غذایی ارجاع دهد. راهنمایی های فراهم آورده شده توسط متخصص تغذیه عمدتا مهم است اگر شما مقدار زیادی وزن به علت این سندرم از دست داده باشید.

 

غربالگری و تشخیص

 

پزشک شما میتواند این سندرم را با گرفتن یک تاریخچه دقیق پزشکی و سپس با ارزیابی علائم و نشانه ها تشخیص دهد. اگر شما تحت عمل جراحی معده قرار گرفته اید، منجر به هدایت پزشک شما در تشخیص این سندرم میگردد.

 

چون کاهش قند خون اغلب در ارتباط با سندرم dumping است، پزشک شما ممکن است آزمایشی را برای اندازه گیری میزان قند خون شما در زمان حد بالای نشانه ها برای کمک به مشخص کردن تشخیص انجام دهد.

 

عوارض

 

در افراد با موارد شدید سندرم dumping ، کاهش وزن شدید و سو ء تغذیه ممکن است اتفاق افتد. برخی اوقات افرادی که مقدار زیادی از وزن خود را از دست میدهند ممکن است دچار ترس از خوردن شوند، که در ارتباط با ناراحتی سریع حرکت کردن غذای هضم نشده است. آنها همچنین ممکن است از فعالیت های بیرون از منزل پرهیز کنند به خاطر اینکه نزدیک به توالت و در دسترس آنها باشد. برخی مشکل با نگه داشتن شغل خود دارند به علت نشانه های مزمن آنها.

 

درمان

 

اغلب موارد این سندرم بدون هیچ درمانی بهبودی می یابد، نوعنا چند ماه تا حدود یک سال بعد از شروع علائم و نشانه ها. هرچند که، اگر آنها بخودی خود بهبودی نیابند- یا اگر شما میخواهید از نشانه ها زودتر از ظهور آنها خلاصی یابید- پزشک شما ممکن است توصیه به یک انتخاب یا بیشتر درمان برای آهسته کردن تخلیه معده شما کند. انتخاب های مدیریت سندرم dumping شامل تغییرات تغذیه ای ، داروها و جراحی است.

 

تغییرات تغذیه ای

 

تنظیم کردن غذای خود ممکن است نشانه ها را کاهش دهد.در اینجا برخی راهبردها که پزشک ممکن است توصیه کند آمده است:

 

-          خوردن کمتر غذاها. سعی کنید 6 بار در روز به مقدار کم غذا بخورید تا اینکه 3 وعده به مقدار زیاد مصرف کنید.

 

-          از نوشیدن مایعات با غذا پرهیز کنید. مایعات را فقط بین غذاها بنوشید.

 

-          نحوه تهیه غذاها را تغییر دهید. غذاهایی را که کربوهیدرات کمتری دارند استفاده کنید. بخصوص، تمرکز بر غذایی که کربوهیدراتهای ساده کم مانند قند(که در شیرینی هایی مانند آب نبات، کلوچه و کیک یافت می شود) . برچسب روی غذاهای بسته بندی شده را قبل از خرید بخوانید، با این هدف که نه تنها از غذاهایی که در ترکیباتشان شکر استفاده شده دوری کنید ، بلکه از نام های جایگزین نیز برای قند ، مانند گلوکز، سوکروز، فروکتوز، دکستروز، عسل و شربت ذرت دوری کنید. شیرین کننده های صناعی جایگزین های قابل قبولی هستند.بیشتر در غذاهای خود پروتئین مصرف کنید، و خود را با غذاهای با فیبر بیشتر عادت دهید.

 

-          مصرف پکتین را افزایش دهید. پکتین در اغلب میوه ها مانند هلو ، سیب و آلو و همینطور در برخی از مکمل های غذایی یافت میشود. آن میتواند جذب کربوهیدرات ها را در روده کوچک به تاخیر بیاندازد.

 

-          از غذاهای اسیدی دوری کنید. گوجه فرنگی و میوه های خانواده مرکبات برای برخی افراد هضم آن سخت تر است.

 

-          از شیوه های پخت کم چرب استفاده کنید. گوشت و دیگر غذا ها را با روش های کباب کردن، طبخ کردن، سیخ کشیدن تهیه نمایید.

 

-          به مقدار کافی ویتامین، آهن و کلسیم استفاده کنید. این مواد میتواند بیشتر مواقع در افرادی که تحت جراحی معده قرار میگیرند کاهش یابد. این موارد را با یک متخصص تغذیه در میان بگذارید.

 

-          بعد از خوردن غذا دراز بکشید. این ممکن است حرکت غذا را به طرف روده ها آهسته کند.

 

حتی بعد از تغییرات غذایی ، شما ممکن است هنوز نشانه های شدید بیماری را تجربه کنید.

 

 

داروها

 

پزشک شما ممکن است توصیه به داروهایی برای آهسته کردن عبور غذا از معده بنماید، و علائم و نشانه ها را در ارتباط با سندرم فوق را از بین ببرد. این داروها اغلب مناسب برای افرادی که دارای علائم و نشانه های شدید هستند مناسب است ، و برای هر فردی کار آیی ندارد.

 

داروهایی که پزشکان اغلب تجویز میکنند عبارتند از:

 

-          .Acarbose این دارو هضم کربوهیدرات ها را به تاخیر می اندازد. پزشکان این دارو را اغلب برای مدیریت دیابت نوع 2 استفاده میکنند، و همچنین یافته شده که در افراد ی که شروع  دیر هنگام با سندرم dumping دارند موثر است. عوارض جانبی ممکن است شامل عرق کردن ، سردرد، رنگ پریدگی، گرسنگی ناگهانی و ضعف است.

 

-          Octreotide(Sandostatin). این داروی ضد اسهال میتواند تخلیه غذای درون معده را به طرف روده به تاخیر بیاندازد. شما این دارو را با استفاده از تزریق زیر پوستی استفاده میکنید. با پزشک خود در مورد استفاده از این دارو حتما صحبت کنید و بهترین نقطه برای تزریق را نیز بپرسید. نوع های طولانی اثر این دارو نیز در دسترس است. چون این دارو دارای عوارض جانبی است مانند( اسهال ، مدفوع بزرگ، سنگ کیسه صفرا، دفع همراه با باد، باد کردن شکم) در برخی افراد، پزشکان توصیه به مصرف آن فقط برای افرادی که به دیگر داروها پاسخی نمی دهند میکنند.

 

جراحی

 

پزشکان از شیوه های جراحی متعددی برای درمان موارد شدید مقام به شیوه های محافظه کارانه استفاده میکنند. اغلب این شیوه ها تکنیک های تعمیری هستند، مانند باز سازی پیلور، یا آنها سعی بر  برعکس کردن عبور معده با جراحی بای پاس دارند.

 

پیشگیری

 

شما می توانید از این سندرم جلوگیری کنید. هرچند که اقداماتی مانند تنظیم غذا ممکن است موجب پیشگیری از عود مجدد نشانه ها و کم کردن شدت آنها کند.

MayoClinic

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 ساعت 7:52 | لینک ثابت |

 

بیماری پارکینسون اختلالی است که متاثر از سلول های عصبی در قسمتی از مغز که در ارتباط با حرکات است می باشد.

 

افراد با بیماری پارکینسون اغلب تجربه لرزشف سفتی ماهیچه ها، اشکال در راه رفتن ، مشکلات تعادلی و حرکات آهسته دارند. این نشانه ها معمولا بعد از سن 60 سالگی رخ میدهد، هر چند که برخی افراد با این بیماری جوانتر از 50 سال هستند.

 

بیماری پارکینسون بیماری پیشرونده است، به معنی اینکه علائم و نشانه ها به مرور زمان بدتر می شوند. هر چند که بیماری پارکینسون در نهایت منجر به ناتوانی میشود، بیماری اغلب به صورت آهسته پیشرفت می کند، و خیلی از افراد سالهای زیادی از زندگی تولیدی را بعد از تشخیص دارند.

 

از این گذشته ، برعکس دیگر بیماری های عصبی وخیم، بیماری پارکینسون درمان پذیر است. یکی از راه های درمان داروها هستند . دیگر راه کاشتن وسیله ای است که مغز را تحریک می کند. دیگر روش ها شامل جراحی می باشد. و این در حالی است که تحقیقات برای دیگر درمان ها ادامه دارد.

 

علائم و نشانه ها

 

اولین نشانه بیماری پارکینسون می تواند آنقدر ظریف باشد مانند تکان نخوردن شانه ها وقتی که راه می روید، یک لرزش ملایم در انگشتان از یک دست یا نرم ، و منمن کردن در سخن گفتن که مشکل می توان فهمید. ممکن است فرد دچار کاهش انرژی شود، احساس افسردگی یا مشکل در خواب داشته باشد. یا ممکن است دوش گرفتن فرد، اصلاح، خوردن یا انجام امور معمولی و روزمره  دیگر طولانی تر شود.

 

دیگر علائم و نشانه های بیماری پارکینسون شامل موارد زیر می باشد:

 

-          لرزشTremor . اغلب با یک لرزش ملایم در دست ها شروع شده یا حتی در انگشتان. اغلب اوقات لرزش علت سایش شصت به انگشت اشاره دست است که شناخته شده به نام پول شمردن است. لرزش همچنین ممکن است در پاها باشد. این علائم ممکن است یکطفه یا دو طرفه بدن باشد و ممکن است زمانی که فرد دچار تنش می باشد زیاد قابل توجه باشد. اگر چه لرزش می تواند خیلی ناراحت کننده باشد، معمولا ناتوان کننده نیست و اغلب زمانی که فرد خواب است ناپدید می شود. خیلی از افراد با بیماری پارکینسون لرزش اساسی ندارند.

 

-          حرکات آهسته(bradykinesia) . به مرور زمان، بیماری پارکینسون موجب راه رفتن آهسته درهم و برهم با گام های بی ثبات با طرز ایستادن همراه با خشوع و تواضع میگردد. و ماهیچه های پا ممکن است به طرف بالا خشک شود ، و راه رفتن طبیهی را سخت کند. این بخصوص ناراحت کننده است جون موجب می شود که انجام کارهای ساده مشکل و وقت گیر شود.

 

 

-          ماهیچه های سفت. سفتی ماهیچه ای اغلب در پاها و گردن اتفاق می افتد، بعضی اوقات سفتی می تواند آنقدر شدید باشد که اندازه حرکت را محدود کرده و موجب درد شود.

 

-          به هم خوردن تعادل. طرز ایستادن ممکن است ناپایدار شود، اغلب این مشکل به صورت فرعی برای سالها می ماند.

 

 

-          از دست دادن حرکات اتوماتیک. پلک زدن، لبخند زدن و حرکت شانه ها در زمان راه رفتن همگی اعمال ناخود آگاهی هستند که قسمتی از زندگی فردی می باشند.در بیماری پارکینسون این اعمال تمایل به کاهش یا حتی از بین رفتن دارند. برخی افراد ممکن است دچار ظاهر ستاره ای بدون پلک زدن شوند. دیگران ممکن است زیاد قیافه نگیرند یا وقتی صحبت می کنند با روح و سرزنده به نظر آیند.

 

-          اختلال در صحبت کردن. خیلی از افراد با بیماری پارکینسون مشکلات زیادی با صحبت کردن دارند، و صدای آنها اغلب تک صدایی و خیلی نرم میشود. این ممکن است یک مشکل خاص برای افراد بالغ پیرتر باشد چون صدای نرم فردی با بیماری پارکینسون  برای فردی با شنوایی کم قابل شنیدن نیست.

 

 

-          اشکال در بلع. این در مراحل دیرتر بیماری تظاهر میکند، اما در مواردی هم دیده نمی شود، اغلب افرادی که مشکل بلع دارند می توانند خودشان غذا بخورند.

 

-          جنون dementia . در صد کمی از افراد با پارکینسون دچار این اختلال روحی میگردند- که تاثیر بر توانایی فکر کردن ، دلالت و به یاد آوردن دارد – و در مرحله دوره بیماری دچار میشوند. اگر چه اغلب در ارتباط با بیماری الزایمر است ، از دست دادن قوای دماغی می تواند همراه با وضعیت های دیگر نیز باشد. در پارکینسون، شروع دمانس مغزی اغلب با کند شدن روند فکر کردن و مشکلات با تمرکز خود را نشان می دهد.

 

علل

 

از قریب 200 سال پیش که این بیماری بریا اولین بار توصیف شده است، تحقیقاتی انجام شده که برخی از روندهای این اختلال پیچیده را درک کنند.

 

اکنون دریافته اند که خیلی از علائم و نشانه های بیماری پارکینسون وقتی توسعه می یابند که سلول های عصبی معینی(نرون) در ناخیه ای از مغز به نام substantia nigra صدمه دیده یا نابود میگردند. به طور طبیعی، این سلول های عصبی ترشح دوپامین می کنند- یک ماده شیمیایی که علائم را بین substantia nigra   و قسمتی دیگر از مغز ، corpus striatum  هدایت می کند. این علائم موجب می شود که ماهیچه ها نرم شده، و حرکات موزون و تحت کنترل داشته باشند.

 

هر فردی مقداری از نرون های تولید کننده دوپامین را به عنوان قسمتی از روند مسن شدن از دست می دهد. اما افراد با بیماری پارکینسون نیم یا بیشتر سلول های عصبی را در substantia nigra از دست می دهد.اگر چه سلول های دیگر مغز نیز دچار فرسودگی و نابوی قرار می شوند، سلول های حاوی دوپامین برای حرکت حیاتی هستند و در مرکز صحنه قرار دارند. چه باعث این می شود موضوعی است که هنوز پایه تحقیقات قرار دارد. دانشمندان معتقد هستند که بیماری پارکینسون ممکن است نتیجه ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی باشد. داروهای مشخصی، بیماریها و سموم همچنین ممکن است علت نشانه های شبیه به آنچه در بیماری پارکینسون دیده می شود باشند.

 

عوامل ارثی

 

دانشمندان معتقدند که ژنها در ارتباط با توسعه پارکینسون هستند، اما هنوز واضح نیست، که آیا توارث نقش فرعی یا اصلی در این بیماری را دارد.

 

مشخص شده است که بعضی اوقات خویشاوندان درجه یک مانند پدر و مادر، بچه ها و خویشاوندان، بسیار مساعد به گرفتن بیماری هستند تا آنها که هیچ ارتباط خانوادگی ندارند. اگرچه خطر در فامیا درجه یک کم می باشد – کمتر از 5%- هرگز پیشنهاد ارتباط ژنتیکی نمی توان داد. به این دلیل دانشمندان تمرکز بر خانواده های نادری که در آنها افرادی چند پارکینسون دارند می کنند- و این تحقیقات دیدگاه بررسی علل این بیماری را به طور کلی بررسی میکند.

 

در خانواده های با بیماری پارکینسون ، محققان دو گونه از عوامل ژنتیکی را مشخص نموده اند. یکی شامل پروتئینی غیر طبیعی به نام alpha-synuclein، پروتئینی که در سلول های عصبی منهدم شده در افراد با بیماری پارکینسون تجمع می یابد. دیگری شامل مشکلاتی با سیستم بدن می شود که  که پروتئینی نا خواسته ایجاد می کنند. اکنون روشن شده است که هر دو این عوامل نقش کلیدی در ایجاد پارکینسون در همه افراد بازی میکنند.

 

عوامل محیطی

 

افراد در تماس غیر کعمول با علف کش ها و حشره کش ها به احتمال بیشتری دچار پارکینسون میگردند تا افرادی که چنین تماس هایی نداشته اند. محققان هنوز ارتباط خاصی را بین این بیماری با آفت کش های گیاهی و حشره کش ها نیافته اند.

 

داروها

 

تعدادی از داروها در مقدار زیاد و استفاده طولانی مدت می تواند ایجاد بیماری پارکینسون کند. این داروها شامل هالوپریدول، کلرپرومازین، که برای برخی از عارضه های روانی تجویز می شوند می باشد، به همان نسبتی که داروهای ضد تهوع ، مانند متوکلوپرامید این کار را می کند. داروی ضد تشنج والپرات همچنین ایجاد برخی از خصوصیات پارکینسون ، به خصوص لرزش میکند.

 

این داروها ایجاد بیماری پارکینسون نمی کنند، هرچند که ، علائم وقتی که مصرف دارو متوقف شود از بین می رود.

 

عوامل خطر

 

سن یکی از عوامل اصلی خطر در بیماری پارکینسون می باشد. هر چند که این بیماری می تواند بالغین را در سن 20 سالگی مبتلا کند، معمولا در در میانه یا اواخر زندگی شروع می شود. خطر با افزایش سن ادامه می یابد. برخی محققان تئوری داده اند که افراد با این بیماری ممکن است صدمات عصبی ناشی از عوامل ژنتیکی یا محیطی داشته باشند که با مرور زمان بدتر می شود.

 

دیگر عوامل خطر عبارتند از:

 

-          توارث. داشتن یک یا بیشتر ارتباط نزدیک با بیمار پارکینسونی شانس اینکه شما نیز این بیماری را بگیرید بیشتر میکند، اگر چه خطر شما هنوز کمتر از 5% است.

 

-          جنسیت. مردان بیشتر مساعد به گرفتن بیماری پرکینسون هستند تا زنان.

 

 

-          تماس با آفت کش ها و حشره کش ها. در معرض تماس با آفت کش ها و حشره کش ها بودن شانس خطر شما را کمی افزایش می دهد.افرادی که کشاورزی می کنند، یا در محیطهای روستایی زندگی می کنند.

 

-          کاهش میزان استروژن. کاهش میزان این هورمون ممکن است شانس بیماری پارکینسون را بالا ببرد. این بدان معنی است که زنان یائسه که میزان کمی هورمون دریافت می دارند یا اصلا دریافت نمی کنند و آنهایی که رحم آنها برداشته شده است در خطر بیشتری هستند. زنان یائسه ای که هورمون درمانی می شوند در خطر کمتری هستند. اما همه تاثیرات هورمون درمانی مثبت نیستند. درمان هورمون درمانی به صورت ترکیبات استروژن و پروژسترون می تواند شما را در معرض عوارض جانبی وخیم قرار دهد. با پزشک خود در مورد بهترین اتخاب صحبت کنید و تصمیم بگیرید که کدام برای شما بهتر است.

 

زمانی که باید در جستجوی توصیه های پزشکی بود

 

پزشک خود را ببینید اگر شما هر یک از نشانه های در ارتباط با بیماری پارکینسون را دارید- نه تنها برای تشخیص این بیماری بلکه برای رد کردن دیگر علل این مشکل. برای نمونه، لرزش، اغلب یک علامت اولیه از بیماری پارکینسون است که هنوز شایعترین نوع لرزش، به عنوان لرزش اصلی شناخته می شود، به وسیله پارکینسون ایجاد نمی شود. اگر چه بیماری پارکینسون اغلب اوقات تشخیص آن مشکل می باشد، تشخیص دقیق آن کلیدی برای شروع مناسب درمان که ممکن است کمک به تاخیر یا مدیریت نشانه ها برای سالها میکند.

 

غربالگری و تشخیص

 

به علت اینکه هیچ آزمایش معینی برای بیماری پارکینسون وجود ندارد، تشخیص بیماری بخصوص در مراحل اولیه مشکل است. علئم ونشانه های پارکینسون مانند تغییر در راه رفتن، لرزش و به زحمت صحبت کردن یا نوشتن ممکن است به عنوان عوارض پیری فراموش شوند، به خصوص در افراد پیرتر با این بیماری. در همان زمان پزشکان بعضی اوقات بیماری پارکینسون را در افراد جوانتر به دلیل اینکه معتقد هستند که این بیماری افراد پیر را درگیر میکند فراموش میکنند.

 

تشخیص بیماری پارکینسون مبتنی بر تاریخچه پزشکی، معاینات و مشاهدات علائم عصبی و معاینات عصبی می باشد. به عنواان قسمتی از تاریخچه پزشکی پزشک از شما سئوالاتی در مورد هر داروی مصرفی که شما گرفته اید یا اینکه تاریخچه پزشکی خانوادگی داشته اید می کند.

 

معاینات عصبی شامل ارزیابی راه رفتن، هماهنگی و برخی از در خواست های چرخشی می باشد. پزشک همچنین ممکن است متوجه علائم مخفی بیماری پارکینسون شود، مانند کاهش ابرازی صورتی ، کاهش ژست یا یک لرزش دقیق وقتی که او در حال تاریخچه گرفتن است.

 

عوارض

 

نیمی از بیماران با بیماری پارکینسون به طرف افسردگی می روند. در برخی از موارد ، افسردگی ممکن است ماه ها یا حتی سالها قبل از تشخیص بیماری پارکینسون وجود داشته باشد. اگرچه محدودیتهای فیزیکی در نتیجه این بیماری می تواند تنش زا و موجب سرخوردگی شود، افسردگی در فردی با بیماری پارکینسون کعمولا یک واکنش به بیماری و عدم توانایی نیست. در عوض، این به علت تغییرات زمینه ای در مغز در ارتباط با خود بیماری می باشد.

 

بعلاوه برخی افراد با بیماری پارکینسون در نهایت دچار دمانس مغزی می شوند، وضعیتی که در آن حافظه را از دست میدهند، قضاوت  و تغییرات شخصیتی مختل میگردد.

 

داروهای مصرفی برای بیماری پارکینسون همچنین می تواند موجب بروز عوارضی شود، مانند حرکات غیر ارادی بازوها و پاها( دیسکینزی)، هذیانات، خواب آلودگی، و سقوط فشار خون در زمانی که فرد ایستاده است.

 

دیگر عوارض بیماری پارکینسون شامل:

 

-          اشکال در بلع و جویدن. در مراحل اخر بیماری، ماهیچه هایی که برای بلع استفاده می شوند در گیر میگردند، و خوردن را بسیار مشکل میکنند.

 

-          مشکلات ادراری. بیماری پارکینسون می تواند هم بی اختیاری ادراری و هم نگه داری ادرار دهد. اغلب داروهایی که برای درمان بیماری استفاده می شوند، بخصوص داروهای آنتی کلینرژیک ، می توانند فرد را دچار نگه داشت ادرار کنندو ادرار کردن را سخت کنند.

 

 

-          یبوست. افراد زیادی با بیماری پارکینسون دچار یبوست میگردند چون سیستم گوارشی اهسته کار میکند. یبوست همچننین می تواند عارضه داروهای مصرفی برای درمان نیز باشد.

 

-          مشکلات خواب. افراد با بیماری پارکینسون اشکال در بخواب رفتن دارند و ممکن است چند بار در شب بیدار شوند. آنها دارای خواب های بی آرامی هستند.

 

 

-          ناتوانی جنسی. برخی از افراد با بیماری پارکینسون ممکن است متوجه کاهش میل جنسی شوند. این ممکن است ناشی از عوامل روحی و جسمی باشد، یا این به علت عوامل جسمی به تنهایی باشد.

 

درمان

 

برای خیلی از افراد پاسخ به درمان مهیج باشد. با مرور زمان، هرچند که فواید دارو اغلب کاهش می یابد ، اگر چه نشانه به مقدار کمی بهبود می یابند و تحت کنترل می روند. بعلاوه داروها، پزشک ممکن است توصیه تغییر در شیوه زندگی در شما کند، مانند فیزیوتراپی، غذای سالم و ورزش.

 

فیزیوتراپی می تواند مفید برای افراد با بیماری پارکینسون باشد- هم در مراحل اولیه و هم در مراحل آخر که بیماری پیشرفت میکند. آن می تواند تحرک را بهبود بخشد، میزان حرکت و قدرت ماهیچه ای را بهتر کند. اگرچه ورزش های بخصوص نمی تواند پیشرفت بیماری را متوقف کند، بهبود قدرت ماهیچه ای می تواند کمک به شما در احساس توانایی کند. یک فیزیوتراپیست با شما کار خواهد کرد که راه رفتن و تعادل شما را بهبود بخشد. لرای خیلی از افراد، کار کردن با یک آسیب شناس تلفظ می تواند کمک به بهبود مشکلات با صحبت کردن و بلع کند.

 

وقتی که تغییر در شیوه زندگی دیگر مفید نباشد، پزشک شما داروهایی را توصیه خواهد کرد، گاه به تنهایی و گاه به صورت ترکیبی .

 

داروها

 

داروها می تواند کمک به مدیریت مشکلات راه رفتن، حرکات و لرزش با افزایش ذخیره دوپامینی مغز کند. داروها نیاز به تغییرات با مرور زمان دارد، و میزان داروها و زمان آنها نیاز به تنظیم دارد. بنا به این دلایل، شما و پزشک طرحی را خواهید ریخت که مناسب نیازهای شما باشد، بخصوص هر چه که بیماری پیشرفت می کند. داروهایی که برای درمان پارکینسون استفاده می شوند شامل:

 

-          لوودوپا و کاربی دوپاLevodopa & Carbidopa . از زمان ورود آن در 1960 ، لوودوپا داروی طلایی برای درمان بیماری پارکینسون بوده است. لوودوپا یک ماده طبیعی است که در گیاهان و حیوانات یافت میگردد. این یک پیش نیاز برای دوپامین است که وقتی که به افراد با بیماری پارکینسون داده می شود توسط سلولهای عصبی در مغز تبدیل به دوپامین می شود. افزایش دوپامین خیلی از نشانه های عدم توانایی را برمیگرداند.

 

درمان با دوپامین موثر نمی باشد ، چون دوپامین از سد مغزی نخاعی نمی تواند بگذرد این یک شبکه از سلولهای کاملا فشرده در کنار هم می باشد که جلو برخی مواد را میگیرند. لوودوپا از این سد میگذرد، ولی فقط قسمت کمی به مغز می رسد. امروزه لوودوپا با داروی دیگری به نام کابی دوپا ترکیب شده ، که موجب می شود که مقدار بیشتری لوودوپا به مغز رسیده و کمک به کاهش برخی از عوارض جانبی دارو می کند.

 

در خلال درمان اولیه، عوارض جانبی از کابی دوپا-لوودوپا معمولا مشکل عمده نمی باشد. هرچند که دارو با پیشرفت بیماری کارآیی کمتری دارد. به عنوان یک نتیجه ، برخی افراد ممکن است تجربه حرکات غیر ارادی داشته باشند وقتی که دارو به حداکثر میزان خونی خود برسد. میزان زمانی که دارو موثر است ممکن است با مرور زمان کوتاه شود و نیاز به تکرار دوز است.

 

دیگر مشکل که در ارتباط با استفاده طولانی مدت کاربی دوپا- لودوپا است، اثر خاموش روشنی آن است، که ممکن است ایجاد حرکات در ارتباط با پارکینسون کند و ناگهان و غیر قابل پیش بینی ناپدید شود. دیگر اثرات جانبی ممکن است شامل هذیان و افت فشار خون در حالت ایستاده باشد. برخی افراد ممکن است دچار تهوع با درمان کابی دوپا- لوودوپا شوند. هنوز کابی دوپا- لوودوپابه افراد با پارکینسون اجازه می دهد که زندگی توام با توانایی بیشتری داشته باشند و در خیلی از موارد برای سالها موثر است.

 

-          اگونیست های دوپامین. بر خلاف دوپامین، این داروها به دوپامین تغییر نمی یابند. در عوض آنها شبیه به اثرات دوپامین در مغز دارند و موجب می شوند که سلول های عصبی به مقدار کافی به دوپامین موجود پاسخ دهند. اگونست های دوپامین هم همراه با کاربی دوپا- لوودوپا استفاده می شود و هم در ابتدای بیماری، بخصوص در افراد جوانتر.

 

عوارض جانبی اگونیست های دوپامین شبیه به کاربی دوپا – لوودوپا می باشد، اگر چه آنها کمتر موجب حرکات غیر ارادی می شوند و بیشتر موجب هذیان یا بی خوابی می شوند. این داروها همچنین ممکن است خطر  رفتارهای اجباری را مانند تماس جنسی زیاد ، قمار کردن ، و خوردن بیش از حد را بالا ببرد. اگر شما این داروها را مصرف میکنید و شروع به کارهایی کرده اید که خارج از شخصیت شما می باشد با پزشک خود تماس بگیرید.

 

این گروه از داروها شامل بروموکریپتین، پرگولیدpergolide آپومورفین، pramipexole ، ropinirole می باشد. بروموکریپتین و پرگولید اکنون کمتر از زمان های گذشته استفاده میشوند چون این داروها موجب واکنش های التهابی در ریه ها یا دریچه های قلب میگردند. از مصرف داروهای اگونیست دوپامین در صورتی که هذیان یا پریشانی دارید پرهیز کنید.

 

-          Selegiline(Eldepryl). این دارو، با یا بدون کاربی دوپا – لوودوپا استفاده می شود، و کمک به جلوگیری از شکست دوپامین طبیعی و دوپامین تشکیل شده توسط لوودوپا میکند. این کار را توسط مهار فعالیت آنزیمی به نام منو آمین اکسیداز ب (MAO-B) – آنزیمی که دوپامین را در مغز متابولیزه میکند . تحقیقات نشان داده است که Selegline ممکن است نیاز به کاربی دوپا- لوودوپا را برای یک سال به تاخیر بیاندازد، و وقتی که با کاربی دوپا – لوودوپا استفاده شود ممکن است تاثیر آنها افزایش یابد. زمانی فکر میشد که این دارو ممکن است پیشرفت بیماری پارکینسون را کند کند ، اما امروزه مشخص شده است که چنین نیست. در برخی افراد که selgiline همراه با داروی نارکوتیک Demerol استفاده کرده اند واکنش های سمی دیده شده است.

 

-          مهار کننده های COMT . این داروها تاثیر درمان کاربی دوپا- لوودوپا را بوسیله مسدود کردن آنزیمی که موجب شکسته شدن دوپامین می شود افزایش می دهند. Tolcapone یک مهار کننده COMT قوی است که به راحتی از سد مغزی نخاعی میگذرد. ولی به علت اینکه tasmar در ارتباط با صدمات کبدی و نارسایی کبدی است، دارو به صورت طبیعی فقط در افرادی که به دیگر درمان ها پاسخ نمی دهند استفاده نمی شود. Entacapone یک مهار کننده COMT است که برخی از خصوصیات تولکاپون را دارا می باشد ولی به داخل مغز نمی رود. این کمک به مدیریت تغییرات در پاسخ به کاربی دوپا- لوو دوپا در افراد با بیماری پارکینسون میکند. انتا کاپون موجب مشکلات کبدی نمی شود و اکنون به صورت ترکیب با کاربی دوپا و لوو دوپا در دارویی به نام stalevo است.

 

 

-          آنتی کولینرژیک ها. این داروها اصلی ترین درمان بیماری پارکینسون قبل از آمدن لوودوپا بودند. به طور کلی، آنها کمک به کنترل لرزش در مراحل اولیه بیماری میکنند. هر چند که، آنها فقط مقدار کمی موثر هستند و اغلب اوقات فواید آنها به وسیله عوارض جانبی آنها مانند خشکی دهان، تهوع، احتباس ادراری _ بخصوص در مردان با پروستات بزرگ – و یبوست شدید از بین می رود.

 

آنتی کولینرژیک ها همچنین می توانند موجب مشکلات روحی ، شامل از دست دادن حافظه، گیجی و هذیان شوند. تعدادی از داروهای آنتی کولینرژیک، مانند تری هگزیفینیدیل و بنزتروپین در دسترس هستند. داروی آنتی هیستامین دیفن هیدرامین و ضد افسردگی ها مانند آمی تریپتیلین خیلی شبیه به آنتی کولینرژیک ها عمل میکنند، و پزشکان ممکن است از آنها در بیماران مسن تر که تحمل آنتی کولینرژیکها را ندارند استفاده کنند.

 

-          آمانتدین. پزشکان ممکن است این داروی ضد ویروس را به تنهایی برای راحتی کوتاه مدت در مراحل اولیه بیماری پارکینسون ملایم استفاده کنند. آمانتدین همچنین ممکن است اضافه به درمان کاربی دوپا- لوودوپا در افراد در مراحل انتهایی بیماری پارکینسون استفاده شود، بخصوص اگر آنها مشکلات با حرکات غیر ارادی بوجود آمده به وسیله کاربی دوپا- لوو دوپا ( دیسکینزی) داشته باشند. عوارض جانبی شامل زانوهای ورم کرده و ارغوانی شدن پوست می باشد.

 

-          کو آنزیم Q10 . ساختمان های کوچکی در سلول های شما به نام میتوکندری موادی می سازند که برای کار طبیعی سلول لازم است. یکی از این مواد کو آنزیم Q10 است ، که الکترون ها را در خلال تنفس سلولی منتقل میکند – روندی که طی آن سلول ها انرژی خود را از اکسیژن میگیرند. افراد با بیماری پارکینسون تمایل به داشتن میزان پایین کو آنزیم Q10 دارند ، و تحقیق نشان دلالت بر این دارد که مکمل های کو آنزیم Q10 ممکن است پیشرفت بیماری پارکینسون را در مراحل اولیه کند کند. شما می توانید کو آنزیم Q10  را خریداری کنید ، ولی همه تولیدات ممکن است به اندازه هم موثر نباشند. برای خرید این محصولات با پزشک خود تماس بگیرید.

 

جراحی

 

زمانی پزشکان به طور مرسوم از جراحی برای درمان بیماری پارکینسون استفاده میکردند. ولی با پیدایش لوودوپا و دیگر داروهای درمانی ، دیدگاه جراحی مورد بازبینی قرار گرفت. روش های زیر ممکن است یک انتخاب باشند در زمانی که نشانه ها با دارو درمانی کنترل نشوند.

 

-          Thalamotomy . این روش برای سال ها برای کاهش لرزش در افراد با بیماری پارکینسون بکار رفته است، اگر چه عموما بریا جنبه های دیگر پارکینسون کمک کننده نیست. تالاماتومی در بر گیرنده خرابی قسمت کوچکی از بافت تالاموس است – مرکز عمده مغزی برای رله پیامها و انتقال حس ها. جراحی ممکن است موجب حرف زدن در گوشی و نامفهوم شود و گاهی اوقات کاهش هماهنگی وقتی که هر دو سمت مغز صورت گیرد . به این دلیل ، معمولا در یک طرف مغز صورت میگیرد و فواید به یک طرف بدن محدود می گردد.

 

-          Pallidotomy . علاقه جدیدی برای انجام این عمل از زمان پیدایش تکنیکهای تصویری که اجازه به جراحان میداد تا تمرکز بر نواحی که باید درمان شود کنند بوجود آمد. در این شیوه ، از یک جریان الکتریکی برای تخریب قسمت کوچکی از بافت پالیدومglobus pallidus ، قسمتی از مغز که مسئول خیلی از نشانه های بیماری پارکینسون است استفاده می شود. پالیدوتومی می تواند لرزش را بهبود بخشد ، سفتی و حرکات آهسته را با تداخل در شبکه عصبی بین گلوبوس پالیدوس و تالاموس بهتر میکند. بخصوص کمک کننده در حرکات غیر ارادی که به وسیله دارو درمانی ایجاد می شود است.

 

اگرچه پالیدوتومی مفید برای برخی از جنبه های بیماری پارکینسون است.، این یک علاج نیست و در خیلی از موارد، فواید ممکن است زیاد طول نکشد. بعلاوه، جراحی خطرات نیز به همراه خواهد داشت، شامل نحوه صحبت در گوشی، ضعف و ناتوانی و مشکلات بینایی، بخصوص وقتی که در دو طرف مغز صورت گیرد.

 

-          تحریک عمقی مغز. یک وسیله کاشتنی در مغز اکنون به طور وسیعی استفاده می شود که کمک به کنترل خیلی از نشانه های بیماری پارکینسون میکند. تحریک کننده عمقی مغز شامل دستگاهی شبیه به ضربان سازpacemaker است که در قفسه سینه کار گذاشته می شود و نوسانات الکتریکی را از طریق یک سیم به الکترودهای ظریفی که در عمق مغز قرار دارند می فرستد. مرکز اختصاصی مغز که مورد هدف است، هسته زیر تالاموس، کنترل خیلی از اعمال حرکتی را به عهده دارد.

 

به ندرت، این شیوه ممکن است موجب خونریزی مغزی و مشکلات شبیه به سکته مغزی شود. عفونت همچنین می تواند خطری برای تحریک عمقی مغز باشد، و ممکن است در برخی افراد نیاز باشد که برخی از قطعات تعوض شود. بعلاوه، باطری قرار گرفته در زیر قفسه سینه باید هر چند سال به وسیله جراحی تعویض شود. تحریک عمقی مغز برای افرادی که کاربی دوپا- لوو دوپا پاسخ نمی دهند مفید نمی باشد. و وسیله برای افرادی که مشکل با فکر کردن و حافظه دارند استفاده نمی شود چون ممکن است علائم آنها را بدتر کند.

 

مراقبت های فردی

 

اگر برای شما تشخیص پارکینسون داده شد، شما نیاز دارید که در ارتباط تنگاتنگ با پزشک خود باشید تا برنامه درمانی که به شما پیشنهاد می شود بیشترین راحتی از نشانه ها را به ارمغان آورد و کمترین اثرات جانبی را داشته باشد. تغییر در شیوه زندگی همچنینن کمک کننده در بیماری پارکینسون است.

 

خوردن غذاهای سالم

 

خوردن غذاهایی که شامل میوه های تازه، سبزیجات و غلات باشد. این غذاها شامل فیبر زیاد ، که کمک کننده برای جلوگیری از یبوست است.

 

اگر شما از مکمل های فیبری استفاده می کنید، مانند پودر psyllium ، متا موسیل یا سیتروسل ، مطمئن باشید که به مرور اضافه کنید و مایعات به مقدار کافی استفاده کنید. در غیر این صورت یبوست شما بدتر خواهد شد. اگر شما دریافتید که فیبر به نشانه های شما کمک میکند، آن را بر اساس یک برنامه منظم برای بهترین نتیجه استفاده کنید.

 

ورزش

 

ورزش منظم مهم است اگر شما بیماری پارکینسون دارید. این کمک به بهبود تحرک شما، تعادل، میزان حرکت و حتی احساس سرخوشی احساسی میکند. پزشک شما و فیزیوتراپی ممکن است توصیه به یک برنامه ورزشی کنند، ولی هیچ کدام از فعالیت ها شامل راه رفتن، شنا یا باغبانی مفید نیست. ورزش های سنگین مانند راه رفتن، پریدن، و رقص ممکن است کمک کننده باشد.

 

به یاد داشته باشید که میزان انرژی شما ممکن است بالا و پایین شود، و برخی اوقات شما نیاز دارید که قدم آهسته کنید. اگر شما خسته هستید، سعی کنید که قسمتی از کارهای روزمره را در قسمتی از روز انجام دهید و قسمتی دیگر را در مرحله ای دیگر. زمانی را برای ورزش انتخاب کنید که داروها خوب کار کرده اند و شما احساس قوی بودن می کنید.

 

قبل و بعد از ورزش حتما نرمش کنید. نرمش موجب گرم شدن ماهیچه های شما می شود، و از سفت شدن آنها جلوگیری میکند، و خمش و تعادل شما را بهبود می بخشد.

 

با احتیاط راه بروید

 

بیماری پارکینسون می تواند احساس تعادل را در شما مختل کند، و راه رفتن را با یک خرامش طبیعی مشکل میکند. این پیشنهادات ممکن است کمک کننده باشند:

 

-          اگر شما احساس کردید که این طرف و آنطرف میروید، آهسته بروید و وضعیت خود را بررسی نمایید. بهتر است که بایستید و سر را بالای لگن قرار دهید و پاها را 8 تا 10 اینچ از هم فاصله بدهید.

-          یک جفت کفش راه پیمایی بخرید، از کفشهای دویدن پرهیز کنید.

-          تمرین کنید که قدم های بزرگ بردارید و پاها خود را از زمین بالاتر ببرید و شانه های خود را بیشتر حرکت دهید.

-          اگر در جایی میخکوب شدید ، وانمود کنید که در حال گذر از شیئی بر روی زمین هستید.

 

پیشگیری از افتادن

 

در مراحل انتهایی بیماری ، شما ممکن است خیلی راحت بیافتید. که این ممکن است به علت تاثیرات بیماری پارکینسون بر مراکز هماهنگی و تعادل در مغز باشد. در حقیقت، شما ممکن است تعادل خود را با کوچکترین هل یا دست انداز از دست بدهید. پیشنهادات زیر ممکن است کمک کننده باشد:

 

-          از پزشک یا فیزیو تراپیست خود ورزش هایی بخواهید که تعادل شما را بهبود بخشد، بخصوص تای چی . که در چین بیش از 1000 سال پیش ابداع شده ، تای چی از حرکات آهسته و دلپذیر برای شل کردن و تقویت ماهیچه ها و مفاصل استفاده میکند.

-          کفش های تخت لاستیکی بپوشید. چون آنها کمتر موجب لغزش تا کفش های چرمی میشوند.

-          تمامی قالیها را از خانه جمع کنید و مطمئن باشید که آنها کاملا چسبیده اند.

-          جا دستی قرار دهید بخصوص در طول پله ها.

-          سیم برق و تلفن را دور از راه قرار دهید.

-          در اطراف وان و توالت جا دستی قرار دهید.

-          از تلفن بی سیم استفاده کنید تا مطمئن باشید که به تلفن می رسید.

 

لباس پوشیدن

 

لباس پوشیدن می تواند یکی از نا امید کننده ترین فعالیت ها برای فردی با بیماری پارکینسون باشد. از دست دادن کنترل حرکت های ظریف آن را برای بستن انتهای لباس و زیپ لباسها دچار مشکل میکند، یک فیزیو تراپیست می تواند تکنیک هایی یاد بدهد تا بتواند فعالیت های روزمره خود را بهتر انجام دهد. این پیشنهادات ممکن است کمک کننده باشد:

 

-          وقت فراوان بگذارید تا احساس هجمه و شلوغی سر نکنید.

-          لباسها را کنار دست خود قرار دهید.

-          لباسهایی را انتخاب کنید که به راحتی بتوانید بپوشید.

-          لباسها و کفش هایی که خودشان بسته می شوند انتخاب کنید.

 

 

صحبت کردن

 

حتی در مراحل اولیه بیماری پارکینسون، صدای شما ممکن است خیلی نرم شود یا خشن. برای ارتباط برقرار کردن بهتر :

 

-          روبروی فردی که با او صحبت می کنید بایستید و عمدا بلندتر از حدی که فکر میکنید لازم است صحبت کنید.

-          تمرین کنید که بخوانید و از بر بخوانید به صورت بلند، تمرکز بر تنفس خود داشته باشید و بر داشتن صدایی قوی.

-          برای خود صحبت کنید- اجازه ندهید دیگران برای شما صحبت کنند.

-          با یک آسیب شناس زبان سخن که مهارت در درمان افراد با بیماری پارکینسون دارد مشورت کنید.

 

مهارت های فائق آمدنی

 

زندگی با هر بیماری مزمن می تواند مشکل باشد، و طبیعی است که احساس خشم ، افسردگی و بعضی اوقات دلسردی کنیم. بیماری پارکینسون مشکلات خاصی را ارمغان می آورد چون موجب تغییرات شیمیایی در مغز شما میگردد که شما ممکن است احساس اضطراب و افسردگی کنید.بیماری پارکینسون می تواند موجب زدگی ، بخصوص در مراحل پیشرفته شود وقتی که فعالیت های روزمره بیشتر طول میکشد و حتی خوردن و صحبت کردن مشکل میشود.

 

برخی از پیشنهادات زیر ممکن است کمک به شما برای فائق آمدن بر تنش های زندگی با بیماری پارکینسون می کند:

 

-          در مورد بیماری خود همه چیز را یاد بگیرید. در یابید که چگونه بیماری پیشرفت میکند، پیش آگهی شما چیست، و درمان انتخابی شما و عوارض جانبی آن کدامند. هر چه بیشتر بدانید، شما می توانید بیشتر در مراقبت از خود فعال باشید. بعلاوه با تیم مراقبت سلامت خود صحبت کنید، به کتابها و اطلاعات منتشر شده بر اینترنت نگاه کنید، و در جستجوی تار نماهای مخصوص سازمان های مختلف بیماری پارکینسون باشید.

 

-          بیش فعال باشید. اگر چه شما ممکن است احساس نگرانی و دلسردی در بعضی مواقع داشته باشیدف به دیگران اجازه ندهید _ از جمله خانواده و پزشک خود- که تصمیمات مهم را برای شما بگیرند. نقشی فعال در درمان خود داشته باشید.

 

 

-          یک سیستم قوی حمایتی برقرار کنید. ارتباطات قوی برای فائق آمدن بر بیماریهای مزمن لازم است. اگر چه دوستان و خانواده می توانند بهترین متحدان شما باشند، درک افرادی که می دانند که آنچه شما به آن مبتلا هستید بخصوص می تواند موثر باشد. گروه های حمایتی برای هر فردی نیست، اما برای خیلی از افراد، آنها می تواند منبع خوبی برای اطلاعات عملی در باره بیماری پارکینسون باشد. شما همچنین باید بدانید که باید پیوندتان را با افرادی که تجربه مشابه دارند بیشتر و قوی تر کنید. گروه های حمایتی همچنین برای خانواده های افراد بیماران پارکینسون وجود دارد . برای یاد گرفتن در مورد گروه های حمایتی در اجتماع خود ، با پزشک خود صحبت کنید، یک فرد فعال اجتماعی در زمینه بیماری پارکینسون یا یک مرکز محلی پرستاری .

 

-          تنش های در ارتباط با کار را کاهش دهید. یک تشخیص برای بیماری پارکینسون به این معنی نیست که شما باید کار را متوقف کنید. خیلی از افراد با بیماری کار نیمه وقت یا تمام وقت را ادامه می دهند.اما شما ممکن است نیاز باشد از دید دیگری به کار نگاه کنید. شروع کنید که کار را به میل خود تعطیل کنید. سپس تصمیم بگیرید که آیا نشانه های شما تاثیری بر توانایی شما در انجام خواسته ها دارد.

 

بعد، سعی کنید که برنامه ای داشته باشید که به شما اجازه دهد که در خواست های چالش برانگیز را در زمانی که شما در اوج هستید انجام دهید. در برخی از موارد، شما ممکن است از ارتباطات راه دور استفاده کنید ، نیمه وقت کار کنید یا حتی شغل خود را تغییر دهید.

 

اگر چه ممکن است برای شما صحبت کردن در مورد بیماری خود راحت نباشد، در خیلی از موارد بهتر است که با سر پرست خود صحبت کنید. در این صورت او می تواند با شما برای برقراری نیازهای لازم شما کمک کند. به عبارت دیگر، شما تحت هیچ اجبار قانونی نیستید که بخواهید وضعیت خود را برای استخدام کننده خود بپوشانید و تا زمانی که می توانید به شغل خود ادامه می دهید.

 

-          با همسر خود ارتباط خوبی برقرار کنید. برای زوجهایی که دارای بیماری پارکینسون هستند مهم است که به صورت باز در مورد احساسات خود صحبت کنند. بیماری ممکن است زندگی شما را تغییر دهد و حتی فردی که شما به او عشق می ورزید. بهتر است که خیلی صمیمانه در مورد این تغییرا ت صحبت کنید. برای مثال اگر شما قادر به انجام کار تمام وقت نمی باشید بر عهده سازمان های بیمه است که نیاز شما را برطرف سازند. میزان مراقبتی که فردی با بیماری پارکینسون نیاز دارد خود مبحثی است. چون ممکن است که کارهای عادی را خیلی طولانی انجام دهید، همسر شما ممکن است بخواهد شما را کمک کند. اما خیلی از افراد با بیماری پارکینسون دوست دارند که غیر وابسته باقی بمانند تا جایی که امکان دارد. شما نیاز دارید که به همسر خود بگویید که چه وقت احتیاج به کمک دارید و چه موقع ندارید.

 

برخی اوقات زوجها همچنین تجربه مشکلات جنسی نیز دارند. بیماری پارکینسون حرکت را برای فرد خیلی مشکل میکند و میتواند بر اعتماد به نفس تاثیر بگذارد. بعلاوه، برخی از مردان با بیماری پارکینسون ممکن است مشکلات عقیمی داشته باشند و زنان ممکن است دچار کاهش میل جنسی شوند. این ممکن است در نتیجه داروهای ضد پارکینسون باشد. اما به این مشکلات برخی اوقات می توان کمک کرد.

 

بعلاوه سعی کنید برنامهای داشته باشید تا زمانی که در اوج هستید با همسر خود باشید و به یاد داشته باشید که تماس جنسی تنها راه صمیمی سازی است. نوازش کردن و بغل کردن همدیگر اغلب می تواند روابط شما را عمیق تر کند و شما را از نظر احساسی قانع کند.

 

به صورت خیلی رک و بی پرده در مورد احساسات خود و نگرانی هی خود صحبت کنید. فرو دادن احساسات خود می تواند مضر به سلامت دراز مدت و کوتاه مدت شما باشد. اگر لازم است با پزشک خود و مشاور خود در مورد نگرانی های خود صحبت کنید.

 

-          با بچه ها مهربان باشید. اگر شما بچه دارید، سعی در پنهان کردن تشخیص از آنها نکنید. بچه ها معمولا احساس می کنند که چیزی در خانواده دچار اشکال شده است، و ترس و اضطراب از ندانستن برای آنها خیلی سخت تر است تا اینکه واقعیت را بدانند. بعلاوه، بچه ها همچنین نیاز به اطمینان یافتن از این دارند که مادر یا پدر آنها سالم است و برای آنها می ماند. پاسخ دادن صمیمانه به سئوالات آنها می تواند کمک به به آنها در فائق آمدن کند.

MayoClinic

 

  

 

نوشته شده توسط دکتر نصراله صولت نیا در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 ساعت 1:6 | لینک ثابت |